شکفتن

 

حالی است مرا که با تو گفتن نتوان

با اینکه ز دوستان نهفتن نتوان

در سینه‌ی من هزار گلشن عشق است

اندازه‌ی یک غنچه شکفتن نتوان

 

مهر 92- تورنتو

/ 7 نظر / 29 بازدید
عابر ناشناس

سلام تبریک بابت اتفاقات خوب و خوب شدن حال بسیاری از هم وطنان

من

سلام ممنون بابت این همه آرامشی که در نوشته هاتون هست نمیدونم چرا... شعر شما من رو به یاد این شعر استاد همشهریتون انداخت که : " حالیا مصلحت وقت در آن میبینم ... "

خانوم مهندس

با خوندن اين دو بيتي كلي سوال تو ذهن خواننده نقش ميبنده! شايد بهتر بود شاعر تو ادامه شعر پاسخ سوالات محتمل تر رو ميداد مثلا ميكفت: نميتوان كفت چون نميتوني بفهمي يا نميتونم بهت بكم چون روم نميشه يا بهت اعتماد ندارم دهنت لقي يا اصلا تو باغ نيستي يا نميكم چون بهت ربطي نداره يا شايدم مهر كردندو دهانم دوختند...

خانوم مهندس

كامنت قبلم يك نكاه طنز به شعرتون بود, اكه با نظرات اينچنيني مخالفين و خاطرتون رو مكدر ميكنه بنده رو مطلع بفرماييد

عاشق یک لحظه نگاهت

,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~- .*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~- *•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸. در کنار همه ی آرزوهایی که برایت می کنم ؛ آماده ام همه چیز را فدا کنم تا این آرزوها به واقعیت در آیند ... می خواهم سعادتمند باشی . می خواهم قلبت را آکنده از احساس شگفتی و سرشار از شهامت و امید کنی . می خواهم به آن دوستی دست یابی که کم از گنج نیست و آن عشق که زیبایی جاودانه دارد . می خواهم خشنود باشی : آن خشنودی که شیرین است و موقر آن خشنودی درونی که می آید و هرگز باز نمی گردد . می خواهم آکنده از امید باشی و به همه آرزوهایت دست یابی . می خواهم نهایت بهره را از لحظه ببری می خواهم واقعا درک کنی که تا کجا یگانه و نادری . می خواهم به یادت بیاورم که شاید خورشید لحظه ای از نظر پنهان شود ولی هرگز از درخشیدن باز نمی ماند . می خواهم ایمان داشته باشی دارای احساسی باشی ؛ مشترک با دیگران خوشی های ساده در بطن این دنیای بغرنج و اهدافی شگفت انگیز که بتوانی به

خانوم مهندس

ممنون از لطفتون

نوشین .م

من دلم میخواد جواب سوالهایی که تو ذهن خانم مهندس نقش بسته را در یک بیت البته با اجازه شما بنویسم گاهی ادم دلش میخواد حرف بزنه طرف را هم قابل میدونه اما انگار دستی مهر بر دهان ادم میزنه و هر که را اسرار حق اموختند ....مهر کردند ودهانش دوختند