آش دهن سوزی نبود

دیدمش آش دهن سوزی نبود

آن خیال و خواب هر روزی نبود

دیدمش سودی به حال من نداشت

بهره‌ای از عشق این آهن نداشت

کاش می‌پرسید آهنگ تو چیست؟

شادی افروز دل تنگ تو چیست؟

من نمی‌گویم شکوفایم نکرد

باغ گل بودم تماشایم نکرد

قسمتم از دیدنش غم بود و قهر

شهد را در کام من می‌کرد زهر

درجهالت تیغ صیقل خورده بود

اتٌحاد رنگهای مرده بود

شیشه صبرم شکست از سنگ او

من سلاح انداختم در جنگ او

نیمه مردان ریاکار زمین

مارها دارند در هر آستین

می‌‌روم این خانه بی خورشید باد

می‌گریزم سالتان بی‌عید باد

/ 3 نظر / 55 بازدید
محمد

مرجع ضمیر "ش" در این شعر هر که هست باعث شد که ما یکی دیگر ازشکواییه های قشنگ محمد را بشنویم.خدا خیرش دهاد!

siavash borhan

سلام محمد آقا موفق باشيد

احسان

با سلام بازهم مثل هميشه زيبا ميشه خواهش کنم اشعار خودتان در مورد اهل البيت را برای من ارسال کنيدehsan_mir2001@yahoo.com خدا حفظت كند