حواسمان پرت است

امروز حس نوشتن دارم...

از چه بنویسم؟ از هوا که چند روزیست بالای صفر لنگر انداخته؟ از باران نرمی که برفها را شسته؟ از خاطرات سفر که آنقدر زیادند که در فرصت کوتاه من نمی گنجند؟ از سیاست؟

بگذار از خودم بنویسم. بگذار از خودم برای تو بنویسم. دیشب که از اتوبوس پیاده شده ام صحنه ای از فیلم هفت جلوی چشمانم آمد. بازرس از قاتل روانی می پرسد: چرا تو این همه قریانی هایت را با خشونت می کشتی؟ قاتل جواب می دهد: " الان اگر بخواهی مردم به تو گوش بدهند دیگر نمی توانی آرام روی شانه هایشان بزنی. باید با چماق توی سرشان بزنی تا به تو توجه کنند."

به خشونتی که در این واژه هاست کاری ندارم. به این فکر می کنم که چرا فقط زلزله ای می تواند ما را تکان بدهد؟ چرا اینقدر سنگین، یکنواخت، روزمره، ... شده ایم؟ به نظرم حواسمان پرت است خیلی پرت! چسبیده ایم به دیواره ی قفسی که هر روز تنگ تر می شود. نه جوشی، نه خروشی... گردش بی عقبگرد عقربه ها را نگاه می کنیم و صفحه های تقویم را ورق می زنیم.

این روزها زیاد این شعر قیصر را زمزمه می کنم:

ای شما!
ای تمام عاشقان هرکجا!
از شما سوال می‌کنم:
«نام یک نفر غریبه را
در شمار نامهایتان اضافه می‌کنید؟»

/ 8 نظر / 9 بازدید
یه آشنای قدیمی

یادمان باشد که : مالکیت آسمان ها به نام کسانی ثبت شده است که به زمین دل نبسته اند.

محمود

سلام در هر کرانه ای خوش باشی

برار

من این چماق رو خیلی پایم .

غریبه ای که شاید بشناسی

یه زمان فکر می کردم باید جوشید و خروشید و روزمرگی ها را با حس خوب تغییر تغییر داد . اما امروز می بینم تمام جوشش ها حرکتی بی ثمر در مرداب است که هر چه تلاش کنی بیشتر فرو می روی . قصد انتشار حس نومیدی ندارم اما حقیقتا حتی زلزله هم دیگر توان حرکت دادن به ما را ندارد . بگذریم .......

از سیاتل

با سلام. یک شعر حافظ دارد که شاید مربوط به پست راجع به حجاب باشد. من دیر رسیدم و با اجازه اینجا می آورم که با هم بخوانیم. پرده از رخ برفکندی یک نظر در جلوه گاه وزحیا حور و پری را در حجاب انداختی من فکر می کنم شاید امروزه حیا کم شده باشد و الا حجاب ظهور های مختلفی دارد.

باد صبا

سلم. من اضافه می کنم.

صنم

شعر ومضمون رسا قابل فهمه اما دوست خوبم این اقدام وحرکت باید دوسویه باشه ما که سالها بی پروا دویدیم و به گرد پای یار نرسیدیم حالا نوبتی هم که باشه...

نوشین .م

ادم های این روزا ,نه سر خودشان را میخوان نه سلامتی مردم کاش حداقل خودشان را دوست می داشتن