شکایت

فرمود:

تو نازک طبعی و طاقت نیاری

گرانی های مشتی دلق پوشان

آدم است دیگر! گاهی دلش می گیرد.  تحملش کم می شود. حوصله اش سر می رود. گاهی دنیا از سوراخ سوزن برایش تنگ تر می شود. مگسی، خرمگسی، می نشیند روی آن یکی کفه ترازو، توازنش به هم می خورد! شما هم که حالی از ما نمی پرسید:

گر آن عیار شهرآشوب روزی حال من پرسد

بگو خوابش نمی گیرد به شب از دست عیاران

(وه که استاد این بیت را چه زیبا خوانده!) 

تو با این مردم کوته نظر در چاه کنعانی

به مصر آ تا پدید آیند یوسف را خریداران

خدای را، ساربانا! بگو مصر من کجاست؟

پی نوشت:

البته واضح است که حال همه ما خوب است!

/ 7 نظر / 7 بازدید
saeed

salam.. jana sokhan az zabane ma migoyee.. .. omid ke rozhaye sakht bogzarand .. be omide didar

خانوم مهندس

به قول معروف: حال من خوب است، اما تو باور نکن....

صبا

مهم اینه که میگه : نپندارم که بد باشد جزای خوب کرداران ولی بی مصری بد دردیه!!

مریم

به شیخ بهایی گفتند : سخت می گذرد، چه باید کرد؟ گفت : خودت که میگویی سخت می گذرد ، سخت که نمی ماند ! پس خدا را شکر که می گذرد و نمی ماند ...

مریم

به شیخ بهایی گفتند : سخت می گذرد ، چه باید کرد ؟ گفت : خودت که می گویی سخت می گذرد ، سخت که نمی ماند! پس خدا را شکر که می گذرد و نمی ماند ...

بهار نارنج

ما ودعک ربک و ما قلی...

در هوای او

چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن به امید آنکه روزی به کف اوفتد وصالی...