یک سالگی اخل بابا

دخترکم، عروسکم دیروز یک ساله شد. به همین سرعت یک سال شیرین و پر ماجرا گذشت. من کمتر وقت برای نوشتن یا تماشای فیلم یا کارهای شخصی دارم اما همیشه دلم می خواهد زمان بیشتری را با مریم باشم. روزهایی که دیر از سر کار بر می گردم ناراحتی در چهره هر سه ما پیداست. این روزها کارم کمی زیاد شده.

مریم حالا صبح ها کنار ما می نشیند و نان و کره می خورد. انگور و پرتقال را بسیار دوست دارد. این یکی را حتما به پدربزرگش برده. یک و دو و پنج (!) را هم می شمارد. وقتی به او می گویم عسل بابا جواب می دهد اخل! موقع نماز می نشیند روی سجاده و سجده می رود البته به جای پیشانی دهانش را بر مهر می گذارد. گاهی شبها قبل از خواب برایش قصه می سازم. دیشب قصه سهراب و گردآفرید را بازسازی کردم. نکته داستان هم اینجا بود که همه سوار اسب می شدند و پی تی کو پی تی کو می کردند. مریم این حرکت را دوست دارد. صدای بعضی حیوانات را هم در می آورد. عروسک هایش را نوازش می کند. یک ببعی دارد که خیلی دوستش دارد گاهی موقع خواب ببعی را بغل می کند. یک جفت کفش های جیغ جیغو دارد که پایش می کنیم و به زمین بازی بچه ها می بریمش. مریم از اکثر بچه ها کوچکتر است زیاد تحویلش نمی گیرند اما او دنبال بچه ها راه می افتاد و اسباب بازی هایش را به آنها می دهد.

( این چند خط را هم همین الان مریم گلی تایپ کرد:

=ج= =

 :=

جج

-چچ)

گل خردادی ام پاینده باشی

همیشه خرّم و خوش خنده باشی

بهار زندگانی با تو زیباست

الهی تا قیامت زنده باشی

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی

سلام[گل] دخـتــَــر کـه بــاشی میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــِدرتـه دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآآغــوش گــَرم پـــِدرتـه !دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی کـه مـیتونی تو دستـِـت بگیـــری ودیگـه اَز هـــیچی نَتــَرسی دســــتای گَرم وَ مِهـــــرَبون پـــِدرتـه !هَر کـجای دنیـا هم بـــاشی چه بـاشه چـه نبــاشه قَویتــریـن فِرشتــه ی نِگهبـــان پـــِدرته[قلب]

سلام

سلام[لبخند] کامنت قبلی تقدیم به دخترگلتون.انشاله همیشه درزیرسایه مهرپدر ومادرش سالم وشاد باشه.

صبا

فرشته ی کوچولو اولین سالگرد زمینی شدنت مبارک[قلب] "مریم از اکثر بچه ها کوچکتر است زیاد تحویلش نمی گیرند اما او دنبال بچه ها راه می افتاد و اسباب بازی هایش را به آنها می دهد" عروسک خانم با کاراش ثابت کرده که خیلی بزرگتر از سنش هست [ماچ]

عابر ناشناس

تولد نازنین کوچولو مبارک ...یک ساله شدن فرزند به نظر من زیبا ترین وخاطره انگیزترین تولد است که همیشه در یاد پدر ومادر میماند که دلیلش رشد وتوانا شدن فوق العاده کودک در ظرف یکسال است ...خداوند حافظ ونگهدارش باشد

ريحانه

الهي

بهشت دل

از لطف و محبت همه دوستان سپاسگزارم. خداوند مهربان عزیزان شما را در کمال صحت و سلامت بدارد.

عماره

دختر كنار پنجره تنها نشست و گفت اي دختر بهار حسد مي برم به تو عطر و گل و ترانه و سر مستي ترا با هر چه طالبي بخدا مي خرم ز تو بر شاخ نوجوان درختي شكوفه اي با ناز ميگشود دو چشمان بسته را ميشست كاكلي به لب آب تقره فام آن بالهاي نازك زيباي خسته را خورشيد خنده كرد و ز امواج خنده اش بر چهر روز روشني دلكشي دويد موجي سبك خزيد و نسيمي به گوش او رازي سرود و موج بنرمي از او رميد خنديد باغبان كه سرانجام شد بهار ديگر شكوفه كرده درختي كه كاشتم دختر شنيد و گفت چه حاصل از اين بهار اي بس بهارها كه بهاري نداشتم خورشيد تشنه كام در آن سوي آسمان گويي ميان مجمري از خون نشسته بود مي رفت روز و خيره در انديشه اي غريب دختر كنار پنجره محزون نشسته بود فروغ فرخزاد

عماره

سلام و عرض ادب و احترام تولد خانم کوچولو، با تاخیر البته مبارک باشد. انشاالله در پناه خداوند مهربان شاداب با نشاط و سربلند باشن

عماره

سلام دوست عزیز منتظرتون هستم[گل]

شهریار

سلام تولدت مبارک مریم گلی[ماچ]