تفاوت ره

تا الان که ساعت ١٠ شب است هنوز در محل کارم هستم، در حال تحویل گرفتن سیستمی که برای اندازه گیری آنتن در فرکانس خیلی بالا طراحی کرده ام. بچه های شرکت طرف قرار داد مشغول نصب سیستم برای نمایش نهایی (دمو) هستند. خودم هم هیجان دارم. ما نیاز به اندازه‌گیری دقیق آنتن داشتیم. با چند آزمایشگاه در آمریکا، کانادا و بلژیک تماس گرفتم اما هیچ کدام شرایط ما را برآورده نکردند. نا امیدانه پیش رییس رفتم. گفت: چرا خودمان سیستم را نسازیم؟ چقدر هزینه‌اش می شود؟ از روحیه‌اش و اعتمادی که کرد خوشم آمد. یک فرق مهم غربی ها با بعضی از ما شرقی ها این است که خیلی دیر تسلیم می شوند و شاید یک دلیل این همه پیشرفت‌شان همین باشد.

کاش یک دوربین داشتم و از مراحل تخلیه سیستم تا نصب آن فیلم می گرفتم. سیستم حدود ٢٠٠ کیلوگرم وزن دارد با ابعاد تقریبی  ١/٢ در ١/٧ در ١/٨ متر . کارگاه سازنده ١٢۵ کیلومتر تا ما فاصله دارد. اگر در ایران بود احتمالا ۴ تا کارگر دور و بر سیستم را می گرفتند و آن را پشت یک نیسان باری می انداختند. راننده آن را تا اینجا می آورد بعد دو سه تا کارگر می گرفتیم برای تخلیه و ... اما کارگاه سازنده با یک شرکت متخصص حمل و نقل تماس گرفته بود. چهار تا چرخ زیر سیستم نصب کرده بودند تا امکان تحرک داشته باشد. کامیون آنها مجهز به نوعی بالابر بود با تسمه های مخصوصی سیستم را بسته بودند تا لق نخورد و در عین حال با شل کردن تسمه سیستم به سمت خروجی کامیون منتقل شود. غیر از راننده که اسمش حسن بود و فکر کنم ترک بود و کارگری که همراهش بود سوپروایزر (مدیر) آنها که بیش از ۶٠ سال سن داشت با ماشین خودش همراه کامیون راه افتاده بود و در تمام مراحل جابجایی و تخلیه سیستم تا پای آسانسور نظارت می کرد و اجازه نمی داد تشتت آرا پیش بیاید. تا یک طرف اندکی کج می شد فورا به سمت مقابل دستور لازم را می داد. غیر از آن ٣ نفر من و ٣ نفر دیگر از کارگاه سازنده جمعا ٧ نفر کمک می کردیم و ...

به هر کاری باید نگاه تخصصی داشت حتی تخلیه بار!

/ 6 نظر / 7 بازدید
تنها

فدات بشم اون ور دنیا نشستی دلت خوشه بابا با این هدفمند شدن یارانه مگه میشه نگاه تخصصی داشت باید ارزانترین روش خودمان که همان کارگر گرفتنه اونم از نوع برادران عزیز افغانی است استفاده کرد بد میگم؟

از سیاتل

سلام دکتر. یادته خیلی وقت پیش یک متن نگاشته بودی درباره خاطراتت از آن بزرگواری که گاهی خدمتش می رفتی و ... و نوشتی به چنین مزمون که کسی آمد پیشش که چیزی از او بیاموزد، انجا استاد در کنار یک گروهی از جوانان بود که مشغول پر کردن یا خالی کردن وانتی بودند از باری. استاد هم به این جوان مشتاق کسب علم گفت که استین ها را بالا بزند و مشغول بار زدن شود. کلیت ماجرا این بود. اما این حرف که شما می زنید بسیار درست هست که حتی تخلیه بار هم تخصصی هست....

"... چراغ مرده کجا و شمع آفتاب کجا ؟!" امروز فرصتی پیش اومد با یکی از دوستان دلایل مهاجرت رو- به استثنای دانشجویان- بررسی کنیم. دلایل برامون خیلی جالب بود ولی به قول یکی از هین افراد اگه در آینده داستان دلایلمون رو برای دخترمون تعریف کنیم شاید باورش نشه همین دلایلی که امروز به نظر اوحق مسلم هر موجودیه رو... .بگذریم. جمله آخر رو که خوندم فکر کردم منظور تخلیه بارالکتریکی ! باشه!!![لبخند] گفتم: خوب این که مسلمه!

هیچکس

نگاه تخصصی به همه چیز حتی تخلیه بار.یه شوال جامعه شناسی که ریشه تاریخی و روانشناسی هم داره: " چرا اونجا این جوریه و اینجا ما توی مسائل تخصصی هم غیر حرفه ای عمل می کنیم؟"نظر شما چیه؟

هیچکس

سوال نه شوال.اشتباه تایپی بود. :)

به نظر چون افراد شایسته مدیریت ها را در دست ندارند که به دنبال آن برنامه ریزی یا انجام نمی شود و یا در حد فرمالیته است .در سطح اجرایی و اپراتور ها هم همین گونه است و وضع خیلی بهتر نیست علی الخصوص در بخش دولتی که افرادی که در این بخش وارد می شوند اکثرا سررشته ای از کار خود ندارند و علاقه ای هم به افزایش تخصص خود ندارند چون سیستم از آنها هیچ بیلان کاری طلب نمی کند.اینها را که کنار بگذاریم فرهنگ جامعه ما نیز اساسا دچار اشکال است ....روحیه تظاهر و دورویی در جامعه ما بیداد می کند دوست گرامی کار تخصصی و حرفه ای در مجموعه های متعهد شکل می گیرد و .........این رشته سر دراز دارد.............