بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

سخنرانی دکتر سیدحسین نصر درباره هنر اسلامی
ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱٧ آبان ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: اسلام ، هنر ، سید حسین نصر

در میان اندیشمندان و فلاسفه ی معاصر ایران هیچ یک از لحاظ تحصیلات آکادمیک به پای سید حسین نصر نمی رسند. او در سال ۱۳۱۲ در تهران به دنیا آمد و از ۱۲ سالگی به آمریکا رفت. او نخستین دانشجوی ایرانی بود که در مقطع لیسانس در MIT تحصیل کرد و برای تحصیلات تکمیلی به هاروارد رفت. سپس به ایران برگشت و در دانشگاههای تهران و آریامهر سابق به تدریس و ریاست پرداخت.
زندگی نامه ی کامل دکتر نصر در لینک زیر آمده است:

http://www.nasrfoundation.org/bios.html بنیاد سید حسین نصر

seyyed hossein nasr  سید حسین نصر عکس

ایشان گذشته‌ی پر فراز و نشیبی داشته‌اند از شاگردی علامه ی طباطبایی گرفته تا ارتباط با دربار. بیشتر مخالفان ایشان هم بیش از آنکه به اندیشه‌هایش معترض باشند به گذشته اش می‌تازند مثل سخنان نیشداری که آقای دکتر سروش سال گذشته در همایش دین و مدرنیته با کنایه به دکتر نصر بر زبان راندند. اما ما به عنوان یک مسلمان موظفیم که سخنان را بشنویم و بهترینش را انتخاب کنیم. در این نوشتار هم من تنها راوی سخنان ایشان هستم نه مدافع یا مخالف. آنچه می نویسم خلاصه ای از یادداشتهایی است که از سخنرانی ایشان در روز شنبه ۵ آبان در تورنتو برداشته‌ام و ممکن است قدری پراکنده به نظر برسد.

عنوان سخنرانی هنر اسلامی بود. دکتر نصر در ابتدای سخنرانی ساعت بند دارش را از جیبش درآورد که درست مثل ساعت سویسی مرحوم پدر بزرگم بود. سخنرانی به انگلیسی بود و در ابتدا گفت به خاطر بیماری دو سال قبل کمتر در مجامع ظاهر می‌شود و کمتر دعوتهای این چنینی را پاسخ می‌گوید. در طول سخنرانی بارها به ایران و هنر ایرانی اشاره کرد و تقریبا کلمات شیراز و اصفهان را هرچند دقیقه یک بار بر زبان می‌آورد. اگرچه سالن تقریبا پر بود اما نکته‌ی تاسف برانگیز حضور اندک ایرانیان بود. اما خلاصه‌ی سخنان دکتر:

در آمریکای شمالی اسلام ناشناخته باقیمانده است و نیاز به بیداری اسلامی و معرفی اسلام دارد. ما به عنوان مسلمان وظیفه داریم که از اسلام پیروی کنیم تنها اعتقاد و علاقه کافی نیست چرا که دین بدون پیروی و تجلی در فرهنگ خواهد مرد. در آسیا اسلام به هرجا که پا گذاشت فرهنگ ها را دگرگون کرد. در قلب چین هنر خطاطی اسلامی هنوز زنده است در آنجا به جای نی با قلم مو خطوط را می نویسند.

سوال مهمی است که هنر چیست؟ هنر همان زندگی است زندگی روزانه اما با غلبه ی ماشین و تکنولوژی ما هنر را در زندگی روزانه نمی بینیم. امروزه هر اثر دست سازی گرانبهاست و هنری محسوب می شود اما پیش از این همه چیز دست ساز بود و بشر هنر را در خیابان و خانه و مسجد می دید. بالای هر خانه بسم الله بود و خدا در زندگی جاری بود. قدیمی ها همه خوش خط بودند اما حالا دست خط ما را اگر در آفتاب بگذارند راه می رود. امروزه زیبایی در میان مسلمانان هم فراموش شده. وقتی سفرنامه ی مارکوپولو شاردن و دیگر اروپایی ها را می خوانیم از تمیزی و زیبایی شهرهای اسلامی با شگفتی یاد می کنند اما وضعیت امروزی شهرهای اسلامی اسفناک است. خدا زیباست و هرچه چهره ای رو به خدا دارد زیباست اما انسان امروزی هر چیز زشت را عادی می بیند و هر زیبایی را تجمل یا تصادف. نگاهی به اطراف خود بیندازید دنیا هیچگاه اینقدر زشت نبوده.. معنویت از زیبایی جدا نیست.

سالها تلاش گردیم تا غرب مفهوم هنر اسلامی را بپذیرد. هنر اسلامی موجودیت دارد و منعکس کننده ی روح اسلام است. هنر اسلامی پیامی است بدون سخن بدون سیاست. هنر اسلامی فراتر از دعوای شیعه و سنی است و می تواند بین آنها آشتی ایجاد کند.

سپس به نمونه هایی از هنر اسلامی در مراکش، مصر، ایران، ترکیه و هند اشاره کرد و معتقد بود که پس از ظهور مسیح 400 یا 500 سال طول کشید تا مسیحیت در هنر جلوه کند. اما در اسلام این اتفاق بسیار سریع رخ داد. هنر اسلامی نیاز عمیق انسانی برای تجلی خداست. برای درک زیبایی باید زبان ان را دانست چنانکه موسیقی باخ برای یک شرقی آشنا نیست و صدای شجریان در دستگاه سه گاه برای یک غربی.

اسلام خطاطی را به عنوان یک هنر معرفی کرد. نخستین کسی که خط را ابداع کرد به شهادت شیعه و سنی علی بی ابی طالب بود (خط کوفی) خطاطی پاسخ جان مسلمان به تحولاتی است که ریشه در قران و معنویت آن دارد.

دکتر نصر مثالهای زیادی زد از آثار هنر اسلامی و پشتوانه ی علمی (مهندسی) آنها و نحوه ی انتقال آنها که بیشتر به صورت سینه به سینه بوده . آخرین سخن دکتر هم این بود

ما به بیداری تازه درباره ی اسلام و هنر اسلامی نیاز داریم و هنری که از دست همه ی ما برمی آید این است که در درون خود جان خود را زیبا کنیم.

کتاب دکتر نصر


 
دیدار با دکتر سید حسین نصرس
ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ٦ آبان ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: سید حسین نصر ، اسلام ، هنر

دیشب دکتر سید حسین نصر، فیلسوف و اسلام شناس مشهور، در مرکز اسلامی یورک در شمال تورنتو سخنرانی کردند. محل سخنرانی 37 کیلومتر از منزل ما فاصله داشت. انشا الله به زودی درباره ی صحبتهای ارزشمند ایشان می نویسم. در پایان سخنرانی فرصتی شد که چند دقیقه ای با ایشان حرف بزنم. گفتم که ما هرچه در ایران منتطر ماندیم شما نیامدید، خدا را شکر که توفیق شد در اینجای دنیا شما را ببینیم. گفتم که دانشجویان ایرانی مشتاق دیدار شما هستند. دکتر گفت که بارها خواسته به ایران برود و از برخی نامهربانی ها گله کرد. در طول سخنرانی هم که به زبان انگلیسی و به شیوایی ایراد کرد بارها از هنر ایران و حتی ایران معاصر با افتخار و غرور یاد کرد.


 
از بیل گیتس تا ملاصدرا
ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز ٢٢ مهر ۱۳۸٤  کلمات کلیدی: ملا صدرا ، سید حسین نصر ، نادر ابراهیمی

دیروز از آن روزهایی بود که با خودم گفتم:

از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت
یک چند نیز خدمت معشوق و می، کنم

و سر حرفم ماندم!

صبح جناب بیل گیتس به دانشگاه ما آمده بود و سخنرانی می‌کرد. بلیت های سالن اصلی از روزها قبل تمام شده بود. در دو نقطه از دانشگاه صفحه‌های بزرگ نمایش آویخته بودند و سخنرانی آن بزرگوار را بصورت همزمان پخش می‌کردند. در دانشکده‌ی ما هم جمعیت زیادی گرد آمده بود که تا به حال در اینجا اینقدر آدم یکجا ندیده بودم.
از عصر طلایی نرم افزار گفت و پیش بینی آینده‌ی دنیای دیجیتال. می گفت وسایل جیبی الکترونیکی با قابلیت های الگو شناسی بالا (Pattern recognition)در آینده‌ی نزدیک حرف اول را خواهند زد... آدم خاکی و افتاده‌ای به نظر می رسید همان بلوز آبی‌اش را پوشیده بود. یک فیلم کوتاه هم با بازی خودش پخش  کرد که تبلیغ Microsoft Office بود و نسبتا خنده دار، به خصوص آنجایی که حرکات موزون انجام می‌داد.

 


به اتاقم که برگشتم مشغول نوشتن متنی درباره‌ی ملاصدرا شدم که مقدمه‌ای بود بر سخنرانی عصر... جاذبه‌ی متن، مرا گرفتار کرد طوری که (برای اولین بار) ده دقیقه‌ی اول کلاس (اپتیک فوریه) را از دست دادم. بعد از کلاس مشغول شدم به مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌ی ملاصدرا و نادر ابراهیمی که قرار بود چند ساعت بعد درباره‌ی کتابی که در مورد حضرت صدرا نوشته صحبت کنم. گروهی ملاصدرا را بزرگترین فیلسوف جهان (اسلام) و برخی آخرین فیلسوف بزرگ می‌دانند. زندگی‌نامه‌ی مختصر او را با هم می‌خوانیم به امید روزی که فرصت و معرفت نوشتن درباره‌ی این بزرگمرد نصیبمان شود :


• محمد بن ابراهیم شیرازی ملقب به صدرالدین و مشهور به ملاصدرا یا صدرالمتالهین، در حدود سال ۹۷۹ یا ۹۸۰ هجری قمری در شهر شیراز متولد شد.
• پدرش ابراهیم بن یحیی قوامی یکی از وزرای دولت صفوی و مردی با نفوذ و ثروتمند بود.
•  در ۱۷ سالگی به تکمیل تحصیلات خود، در قزوین و اصفهان پرداخت و از محضر استادان بنامی چون شیخ بهاء الدین عاملی مشهور به شیخ بهائی ، میرداماد و میر ابوالقاسم فندرسکی عارف، زاهد و ریاضی دان بهره برد.

• مرحله دوم زندگی او در تبعیدی ۱۵ ساله در روستای کهک گذشت. مخالفتهای عالمان درباری و دربار صفوی با این نابغه‌ی نواندیش و متهم کردن او به الحاد و کفر به آوارگی و تبعید او انجامید.
• جناب ملاصدرا می‌گوید : (در این دوران) رموزی بر من کشف شد که با برهان و دلیل امکان پذیر نبود بلکه آنچه پیش از آن توسط برهان عقلی فرا گرفته بودم با جزئیات بیشتری از راه شهود و بالعیان دیدم.

 


• و مرحله سوم زندگی او،  بازگشت به شیراز بود تا اینکه در سال ۱۰۵۰ هنگام بازگشت از خانه‌ی خدا در بصره درگذشت ...

و من هنوز حیران در عظمت روح ناشناخته‌ای هستم که تلخ ترین حرفها را به خاطر پاک ترین عقیده ها شنید و چون کوهی استوار برجای ماند...