بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

وقتی شیطان آزاد می شود
ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱٦ دی ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: نهج البلاغه ، امام علی ، حج ، جعفر شهیدی

خانم دکتر گفت : همیشه به منا (١) که می رسیم دعوا می شود. می گفت در عرفات شیطان در غل و زنجیر است اما به منا که می رسیم شیطان آزاد می شود و وسوسه ها شروع می شود.

این سومین سفر خانم دکتر بود. خانمی مهربان و دلسوز که از ونکوور آمده بود و همسفر ما شده بود.  نذر کرده بود ١۴ سفر حج برود. همیشه مشغول عبادت بود و به خانمهای دیگر کمک می کرد. زودرنج بود اما دل پاکی داشت. مریض که شدم مدام احوال مرا می پرسید و قرص های مخصوص به من می رساند.

البته دعوا بر سر غذا و عدس و پیاز و گندنا نبود. چندتا از خانمها اصرار داشتند که به مسجدالحرام بروند تا حج اکبر (٢) به جا بیاورند اما مسوول کاروان کوچک ما مخالفت می کرد (٣) و بعد بحث هایی درگرفت. این، شاید تنها خاطره ی تلخ من در سفر حج بود.

***

امروز یک ماه می شود که از سفر برگشته ام. ظهر با چندتا از دوستانم بر سر یک مساله ی بسیار بی اهمیت بحثمان شد. نمی توانستم درک کنم که چرا باید این مسایل دوستی ها را به هم بزند و پرده ی احترام را پاره کند. عصر که نهج البلاغه می خواندیم رسیدیم به این فراز:

 به خدا سوگند ، شیطان ... بر تبارتان حمله آورد و سوارانش را بر سر شما تازاند و با پیادگانش راهتان را مسدود گرداند چنانکه از هر جا شکارتان مى‏کند ... نه با نیرنگ خود را توانید بازداشت و نه افسونى را به دفع بلا دانید گماشت . در دایره ذلّت خوار ، و در چنبره‏اى تنگ گرفتار ، و دستخوش مردن و از چهار سو اسیر بلا بودن .

پس آتش عصبیّت را که در دلهاتان نهفته است خاموش سازید ، و کینه‏هاى جاهلیّت را براندازید که این حمیّت در مسلمان از آفتهاى شیطان است ... تاج افتخار فروتنى را بر سرهاى خویش نهید ، و گردنفرازى را به زیر پاهاى خود بیفکنید ، و رشته تکبّر را از گردنهاتان فرود آرید ، و افتادگى را همچون مرزى میان خود و دشمن بشمارید:  شیطان و سپاهیان او ، که او را در هر ملّتى سپاهیان است و یاران و پیادگان و سواران . [خطبه قاصعه- ترجمه استاد شهیدی (ره)

 

به یاد حرف خانم دکتر افتادم...

پی نوشت:

(١) حاجیان پس از اقامت در عرفات و مشعر صبح عید قربان وارد منا می شوند تا شیطان را رمی کنند و قربانی انجام دهند. تا ظهر روز دوازدهم باید قسمتی از شب یا روز را در منا بیتوته کرد.

(٢) می گویند وقتی عید قربان با روز جمعه مصادف شود، حج اکبر می شود. این نکته از نظر شیعه اعتبار زیادی ندارد.

(٣) شب یازدهم ذی الحجه اقامت در منا واجب است و اگر کسی به حرم برود باید تا قبل از غروب یا پیش از نیمه شب به منا برگردد و الا باید تا صبح در مسجد الحرام عبادت کند. این نکته اهمیت وقوف در منا را می رساند.


 
سال قاتل
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ٢٧ بهمن ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: مرگ ، جعفر شهیدی

این سال ۸۶ انگار دست بردار نیست. دارد آخرین نفس‌هایش را می‌زند اما هنوز نفس خوبان و پاکان را می‌گیرد. داغ استاد بهجتی شفق و جمالی را فراموش نکرده بودیم که قیصر را گرفت و بعد استاد جعفر شهیدی را و بسیاری دیگر را

داشتم امروز مرثیه‌ی دکتر سروش بر استاد جعفر شهیدی و واگویه‌ی ابطحی در سوگ آیت‌الله توسلی را می‌خواندم. سروش نوشته بود:

{دکتر شهیدی} برای ترجمه نهج البلاغه از انتشارات علمی و فرهنگی، اجرتی نخواست. گفت کاری عاشقانه کردم نه کاسبانه. .. غریق رحمت خدا باد که عمری را در پاکی و چالاکی سپری کرد و باران وار بر پاک و پلید بارید و خرد و کلان را از دانش و بینش خود بهره داد و با قلبی سلیم به سوی پروردگار خود شتافت. این ابیات از دیوان شمس، این روزها ورد زبان من و آرام بخش جان ناآرام من است که:

ای ساکن جان من آخر تو کجا رفتی           در خانه نهان گشتی یا سوی هوا رفتی؟
نه مرغ هوا بودی نه باد صبا بودی             از نور خدا بودی در نور خدا رفتی ....

داستان مرگ آقای توسلی هم برایم جالب بود. خدا همه را بیامرزاد.