بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

ما و دلکی که ناله می روید از او
ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز ٧ اسفند ۱۳٩۳  کلمات کلیدی: ابوالسعید ابوالخیر

دشت از مجنون که لاله می‌روید از او

ابر از دهقان که ژاله می‌روید از او

طوبی و بهشت و جوی شیر از زاهد

ما و دلکی که ناله می‌روید از او

بابا افضل کاشانی


ما را نبود دلی که کار آید از او

جز ناله که هر دمی هزار آید از او

چندان گریم که کوچه‌ها گل گردد

نی روید و ناله‌های زار آید از او

ابوسعید ابوالخیر

 

پی نوشت:

اصلا قصد بی اعتنایی ندارم. عادت من این است که محو باشم، که نباشم، که بهشت دل واحه ای باشد برای آسودن، فارغ از نام و ننگ من.