بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

جنگلی
ساعت ٧:٥٧ ‎ق.ظ روز ٢٧ تیر ۱۳٩۳  کلمات کلیدی:

چیز زیادی از ماه مبارک باقی نمانده و من در حیرتم که چرا هیچ اتفاقی در من نیفتاد؟ آن نسیم سحرگاهی کجاست و آن شب بیداری ها و شور نوشتن ها؟ گیجم. انگار که حودم نیستم. مثل آدمی که در صفی بلتد ایستاده و نمی داند که این صف، صفِ چیست؟ ایستاده ام و نظاره می کنم.

در حیرتم که چطور دنیای ما دوباره جنگل شد؟ وحوش داعش از کجا سبز شدند؟ چه شد که دوباره گرگ های اسراییلی به جان بره های فلسطینی افتادند؟ پشت پرده چه خبرهاست؟ 

دنیای شما پیچیده تر از حوصله من است.