بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

از عشق و عاشقی (۴)
ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز ٩ مهر ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: عاشقانه ، مولانا ، نهج البلاغه

 

برایت از عشق گفتم که طبیب دردهاست و به دل رسیدیم که کانون عشق است. اولین نشانه عاشقی در دل آشکار می‌شود٬ وقتی عاشق می‌شوی جسمت میان جمع و دلت جای دیگر است. همگان چهره آرام تو را می‌بینند و از طوفانی که در دل تو پای گرفته بی‌خبرند٬  خنده‌های تو را می‌بینند و نمی‌دانند که خنده تلخ تو از گریه جگرسوزتر است. وای که شروع عاشقی چه دوران سختی است :


عاشقی پیداست از زاری دل 

نیست بیماری چو بیماری دل

عاشقان را هر زمانی مردنی است                   

مردن عشاق خود یک نوع نیست

حالا انگور جان تو بر آتش بی‌تابی است تا روزی که شراب وصل حاصل شود. دنبال کسی می‌گردی که برایش حرف بزنی٬ با او از خوبیهای یارت بگویی دلت می‌خواهد همه را از راز خود باخبر کنی اما کسی از درونت به تو نهیب می‌زند که صبر کن٬ همه محرم نیستند٬ تو گوهری گرانبها با خود داری و این شهر پر از رهزن است :

راهیست پر از رهزن وآن گوهر جان با من

او یونس و من ماهی٬ او بوسف و من چاهم

تو در حال امتحان دادن هستی٬ عشق دارد تو را می‌آزماید تا ببیند مرد راه هستی یا نه؟ خیلی ها در این مرحله می‌بُرند و از کاروان عاشقان جدا می‌شوند.به همین دلیل آن بزرگوار فرمود: عشق اول سرکش و خونی بود...

اینجاست که اگر شاعر باشی٬ زیباترین شعرهایت را می‌سرایی٬ اگر نقاش باشی زیباترین پرده‌هایت را رسم می‌کنی و اگر دستی بر ساز داشته باشی٬ زیباترین ملودیها را می‌سازی و می‌نوازی:

شبی که آواز نی تو شنیدم/ چو آهوی تشنه پی تو دویدم/ دوان دوان تا سرچشمه رسیدم/ نشانه‌ای از نی و نغمه ندیدم/ تو ای پری کجایی؟...

و اگر الهه هنر از کوچه باغ تو رد نشده باشد٬ دنبال گوشه ای می‌گردی که با خودت خلوت کنی و این بار دل در هیات همدمی همراه بر تو ظهور می‌کند. پس دل را پاک نگاه دار تا همدمی شایسته داشته باشی. یکی از کلمات کلیدی قرآن کلمه برهان است مثلا در سوره یوسف (که برای شما جوانهای شیدا سوره مناسبی است!)  در آن صحنه حساس می‌فرماید : لولا ان رای برهان ربه ... برهان از جنس وحی نیست تنها به معنای دلیل و حجت هم نمی‌تواند باشد (با توجه به سایر آیات) به نظر این حقیر٬ برهان نوعی الهام است که خداوند دردل بندگان خود القا می‌کند و چقدر من و تو  در گیرودار زندگی و بر سر دوراهیها محتاج برهان خداوندیم تا این کلبه ویران گلباران شود:

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن/ ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن/ چون نسیم نوبهار بر آشیانم کن گذر/ تا که گلباران شود کلبه ویران من...

درست حدس زدی! دارم به گنجینه‌ای از موسیقی‌هایی قدیمی گوش می‌دهم.

---------------------------------------------------------------------------------------------

سوال :دوستی ایمیل زده بود که به عشق و عاشقیهای امروزی اعتقادی ندارم و در زندگی من کسی نیست که عاشقش باشم.

جواب:دوست من! در عشق و عاشقی (۱) مطالبی درباره چگونگی شروع دلبستگی نوشته‌ام. علاوه بر این عشق آمدنی بود نه آموختنی! تنها به بدیهای نااهلان نگاه نکن دنیا هنوز به آخر نرسیده و نسل انسانهای شیدا و پاک منقرض نشده٬ قبول دارم که دوره مجنون بازی و کوهکنی تمام شده اما به قول حافظ: دور مجنون گذشت و نوبت ماست/ هرکسی چند روز نوبت اوست! در مورد سایر مطالب شما باید بگویم: متاسفانه ناامیدی٬ بی‌انگیزگی و کمبود شادی یکی از مشکلات رایج جوانان ایرانی است و ریشه در کاستیهایی دارد که بر همه چیزمان سایه افکنده. شخصا خاطرات خوبی از تزریق انگیزه و امید در دوران تدریسم دارم که بعضا به نتایج شگفتی منجر شد. تا روزی که آن کاستیها برطرف شوند علی‌الحساب(!) شما را به مطالعه احوال بزرگان و دیدار انسانهای موفق و تقویت اراده دعوت می‌کنم. بد نیست حکمتهای ۸۸ و ۲۴۱ نهج البلاغه (فیض الاسلام) را بخوانید و به آنها عمل کنید. امیدوارم یک روز بتوانم از امید بنویسم...