بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

زن ها کر شدند!
ساعت ٢:٤٢ ‎ق.ظ روز ٩ اردیبهشت ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: ایران

یکی از آدم های خوبی که در این سفر مدتی با هم بودیم آقای محسن فرهمند آزاد بودند. حاج محسن آدم مشهوری است. صدای بسیار زیبایی دارد. زبان عربی را به خوبی بلد است، به این زبان تکلم می کند، مطالعات خوبی دارد و اهل سیاست بازی هم نیست. برای شب شعر جهرم از تهران دعوت شده بود. قبل و بعد شب شعر هم توقفی در شیراز داشت. 

یک زیارت شاهچراغ هم با هم رفتیم. در حرم خطبه فدک را خواند. بعد از مراسم، گوشه ای در حیاط حرم ایستاد. دعا و زیارت مختصری خواند و این بیت صائب را: 

ندهد فرصت گفتار به محتاج کریم

گوش این طایفه آواز گدا نشنیده ست

شب اول که آمده بود شیراز، ایام شهادت حضرت زهرا بود، رفته بود به جلسه روضه منزل یکی از دوستان. از او خواسته بودند چند دقیقه ای آخر مجلس مردم را به فیض برساند. می گفت من میکروفون را برداشتم و مشغول مداحی شدم که یک دفعه یک پسر بچه پنج، شش ساله آمد مقابل من و گفت: یواشتر! زن ها کر شدند. من که خنده ام گرفته بود ظرف یک دقیقه برنامه را تمام کردم.من 24 سال است مداحی می کنم کسی تا حالا با من این طور حرف نزده بود!