بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

دیدار با آیت الله سیدان
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ٢۳ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: ایران ، اسلام

 

از اتفاقات مبارک آخرین روز اقامت ما در مشهد دیدار با آیت الله سیدان از بازماندگان مکتب تفکیک با به قول خودشان مکتب فقهای امامیه بود.آقای دکتر انصاری زمینه ساز این ملاقات شدند.

اسم خیابانهای مشهد را عوض کرده اند. راننده مرا اشتباها به بهجت ۹-که محل حسینیه بجنوردیها بود- برد. پرسان پرسان خودم را به منزل آیت الله که دفتر کارشان هم بود رساندم. بیست و چند دقیقه دیرتر از موعد رسیدم و شرم زده بودم.

آیت الله سیدان در هشتاد سالگی هنوز با شور و نشاط در زمینه اصول عقاید و تصحیح برداشت های نادرست از دین و مذهب فعالیت می کنند. صحبت ما از لزوم تفکیک معارف وحیانی از برداشت های بشری آغاز شد و بعد از نزدیک به دو ساعت با بحثی در زمینه ارتداد پایان گرفت. ایشان چندین جلد از آثار خودشان  را که در بحث ها مورد استناد قرار داده بودند لطف فرمودند. در حین بحث به بسیاری از چهره ها اشاره کردند و خاطراتی از آنها نقل کردند. از آیات عظام خویی و سیستانی گرفته تا دکتر یحیی یثربی و استاد محمد تقی جعفری. در کتابخانه شخصی ایشان چند جلد از کتاب های دکتر سروش را هم دیدم از جمله اولین کتاب دکتر سروش که شاید کمتر کسی دیده باشد. معلوم بود که آرا و اندیشه های مختلف را مطالعه می کنند. گاهی به کتابی با ذکر شماره صفحه استناد می کردند. آخر صحبت در حال خروج مرا صدا زدند و خاطره ای از آیت الله خویی گفتند به این مضمون که این حرف ها استنباط من از اسلام است و ممکن است من اشتباه کنم.

ناهار مهمان امام رضا بودیم.  قبل از پرواز در مشهد باران بارید.