بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

طربـــخانه
ساعت ٧:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱٤ آذر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: شعر خودم

 

به چشمم جهان چون طربـخانه ایست

به هر گوشه اش بانگ مستانه ایست

 

یکی با تماشای صحرا خوش است

یکی با هیاهــوی دریا خوش است

 

به هر ذره، شوری که رقصان شود

به هر گل، شراری که عریان شود

 

چه زیباست از خاک تا آسمان

پـــر از اتفــاق است باغ زمــان 

 

جهان جمله ذوق است و جوش و خروش

در این بحـــــر مـــواج مستـی بجــوش ...

 

در جیب یک کوله پشتی قدیمی پیدا شد. باید مال 4، 5 سال قبل باشد