بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

من از بیگانگان هرگز ننالم
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ٢ شهریور ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: بوروکراسی

 

مدارک مریم را فرستاده بودم سفارت ایران در اتاوا برای صدور شناسنامه و گذرنامه. زنگ زدم به بخش کنسولی برای پیگیری کارها. آقای داخلی 288 که پشت خط بود برخورد نامناسبی با من کرد. حالم گرفته شد.

مدت ها بود دور شده بودم از فضای اداری ایران و کاغذ بازی ها. دوباره برگشتم به راهروهای بی معرفت و سقف های کوتاه.

مدارک کانادایی مریم را مثل آب خوردن به ما دادند، اما کشور خودمان جوری با ما رفتار می کند که انگار دزدیم، متقلبیم.