بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

پایان گاو خشمگین
ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱٢ شهریور ۱۳۸۳  کلمات کلیدی:

جنگی که گاوخشمگین به راه انداخته بود تمام شد. او آبرویش را باخت و من مشتی پول بی ارزش را. گاو خشمگین برای همیشه به بایگانی خاطرات تلخ زندگیم پیوست. اگر خدا بخواهد ۷ روزدیگر می روم. دلم نمی خواست ایران را با اینهمه خاطره تلخ ترک کنم. ولی حالا احساس می کنم که هر مشکلی را که پیش بیاید می توانم حل کنم. از خانواده خوبم دوستان مهربانم و وکیل مجربم که در تمام این ماهها در کنارم بودند متشکرم. آدمی که دوستانی به این خوبی دارد در برابر هر گاو خشمگین دیگری هم پیروز می شود!
دوباره این بهشت را پر از بوی عشق و محبت می‌کنم. کمی به من زمان بدهید . ۱۶ روز است در سفرم. امروز در تهرانم دیروز در اهواز بودم و فردا به شمال می روم به قصد استراحت و آسودن از کابوس گاو خشمگین و دیدار دوستی قدیمی.