بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

همبازیان خواب تو خیل فرشتگان*
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱٧ خرداد ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: شعر خودم ، پدرانه

 

برگشته ام به دنیای آدم ها، دنیای کار، دنیای تکرار. دلم تنگ شده برای مریم گلی و ساعت های با او بودن، برای تماشای خواب معصومانه اش، گریه هایش و چرخش نگاه جستجوگرش.  شب ها نا آرام است و عصر ها به خوابی شیرین می رود. وقتی می خوابد دست هایش را به حالت تسلیم بالا می آورد.

مادرش می گفت امروز برای اولین بار خندیده ..

 

سحر دیدم غزل می خواند شمشاد

هوا شاد و زمین شاد و زمان شاد

همه گل های عالم را خبر کن

که مریم زاده شد در ماه خرداد.

 

به یادش که می افتم گوش می دهم به این آهنگ  شاه اومده با لشکرش، شاهزاده ها دور و برش ...  لبخند

 

* شعری از قیصر برای دخترش آیه