بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

زنی بود بر سان گرد سوار
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۸ اسفند ۱۳٩٠  کلمات کلیدی:

 

دیشب خوابم نمی برد. شروع کردم به مطالعه درباره داستان سیاوش که موضوع دوره بعدی کارگاه شعر و ادب است. یک دفعه یاد خانم سیمین دانشور افتادم که با شاهکارش سووشون نام سیاوش را دوباره بر سر زبان انداخت. دیدم مدتی است خبری از او نشنیده ام. وب سایت ها را جستجو می کردم آخرین چیزی که دیدم این بود که در سال 86 مدتی به خاطر مشکلات تنفسی بستری شده و بعد مرخص شده اند. خبر دیگر هم این بود که آخرین کتاب ایشان -کوه سرگردانی- پیش از انتشار گم شده!

امروز با کمال تعجب و تاسف خبر درگذشت بانوی داستان ایران را شنیدم.

زنی بود بر سان گرد سوار   همیشه به جنگ اندرون نامدار

سیمین دانشور (زاده ۸ اردیبهشت سال ۱۳۰۰ خورشیدی در شیراز -درگذشته در  ۱۸ اسفند سال ۱۳۹۰ خورشیدی در تهران)  نخستین زن ایرانی است که به صورتی حرفه‌ای در زبان فارسی داستان نوشت. روحش شاد!

هرچه به ذهنم فشار می آورم یادم نمی آید که این سال ها در صدا و سیما تصویری یا مصاحبه ای از او دیده باشم.