بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

اصغر و اسکار
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز ۸ اسفند ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: فیلم

 

دیشب اصغر آقای فرهادی بالاخره سینمای ایران را صاحب اسکار کرد. حالا خیلی ها شادند. در این جهان پر آشوب این شادی های کوتاه غنیمت است. به نظرم این فیلم زبانی جهانی دارد و نیشتری می زند به مخاطب، آب می ریزد در خوابگه انسان، انسانی که بین وجدان و منفعت گرفتار است.

مخاطب خارجی وقتی آن را نگاه می کند به تنها چیزی که فکر نمی کند این است که نادر سمبل مرد ایرانی باشد و سیمین نماد زن ایرانی. فطرت انسان اهل هر کجا که باشد دروغ را بد می داند (فِطْرَ‌تَ اللَّـهِ الَّتِی فَطَرَ‌ النَّاسَ عَلَیْهَا ۚ لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّـهِ) و نفس انسان اهل هر کجا که باشد به دنبال سود و راحتی خویش است ( إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا).

تبریک می گویم به آقای فرهادی که از شهر زیبا همراه او هستم.

 

پی نوشت:

بعد از نوشتن این متن دوست عزیزی نامه پیمان معادی به اصغر فرهادی را برایم فرستاد. نامه بسیار خواندنی ست . جایی از آن اشاره می کند به جمله ای از فرهادی در نشست مطبوعاتی گلدن گلوب: تفاوت‌های مردمان نقاط مختلف دنیا بسیار کمتر از شباهت‌هایشان است، اما به نفع سیاست است که تفاوت‌ها و فاصله‌ها را بیشتر جلوه دهد و بر آنها تاکید کند.