بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

از اتاوا تا نشابور
ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱٦ بهمن ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: خیام ، مادر

 

در سفرم و این سفر کوتاه بهانه ی خوبی است که زمان بیشتری با مادر بگذرانم، به هم نزدیک تر شویم و بیشتر با هم حرف بزنیم. شب ها قبل از خواب، مادر قصه های شیرین می گوید. خاطراتی را یادم می آورد که اگر دوره نکنم فراموششان می کنم.

روزها با هم آرام آرام راه را می شماریم. اتفاق خوبی است برای مادر که چند سالی است در شهر سرد مشهد ساکن شده و برای من که در سرزمین برف...

در طول راه داشتم مطالب جلسه بعدی کارگاه شعر و ادب را آماده می کردم. موضوع این جلسه خیام است: خیام افسانه یا واقعیت. از سال ها قبل فکرهای ناتمامی داشته ام درباره خیام. تردید جدی دارم در انتساب برخی از این رباعی ها به خیام ریاضیدان و فیلسوف. هر که با فضای مذهبی قرن پنجم هجری -که بازتابش را در سیاست نامه خواجه نظام الملک می بینیم- آشنا باشد تردید می کند در انتساب برخی از این شعرها به استاد نظامیه نیشابور.

پی نوشت:

1- دیدم که صادق هدایت هم شک کرده در انتساب بسیاری از این شعرها به خیام و گفته: «اگر یک نفر صد سال عمر کرده باشد و روزی دو مرتبه کیش و مسلک و عقیدهٔ خود را عوض کرده باشد قادر به گفتن چنین افکار [متناقض]ی نخواهد بود.»

2- کارگاه شعر و ادب به صورت حضوری در کانون فرهنگی ایرانیان برگزار می شود. متاسفانه فعلا امکان برگزاری آن به صورت مجازی وجود ندارد.