بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

۳- زهیر بن قین: سیاره به مدار باز گشته
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۸ آذر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: عاشورا

 

داستان پیوستن زهیر به امام از صحنه های زیبای عاشوراست. ظاهرا زهیر هم سن و سال امام بوده، بعضی ها گفته اند هم بازی دوران کودکی امام بوده.

زهیر مرد جنگاور و شجاعی بوده و در جنگهای زمان خلفا (فتوحات اسلامی) حضور داشته. گفته اند که بعد از قتل عثمان خلیفه سوم، به امام علی نپیوست. شاید به همین دلیل در دوران امام علی نامی از او نمی بینیم.

از اقبال بلندش در سال ۶۰ هجری به سفر حج  رفت و در مسیر بازگشت با کاروان امام هم مسیر شد اما با فاصله حرکت می کرد و خودش را نشان نمی داد. خوش نداشت که نگاهش به نگاه امام بیفتد. تا اینکه در یکی از منازل بین راه کاروان او و امام در یک جا توقف کردند. زهیر و یارانش مشغول غذا خوردن بودند که قاصد امام  به خیمه زهیر وارد شد و گفت امام زهیر را دعوت کرده. ابو مخنف تاریخ نویس عاشورا از قول راوی داستان می گوید:  "در این وقت هر کدام از ما هرچه د ردست داشت انداخت کانّ علی رئوسنا طیرا گویی پرنده بر سر ما نشسته بود" یک دفعه دُلهَم همسر زهیر بهت و سکوت را شکست و به زهیر گفت: پسر رسول خدا تو را می خواند اما تو نزد او نمی روی؟ برخیز و برو!

زهیر وقتی می رفت چهره اش گرفته بود اما وقتی برگشت (جاء مستبشرا قد اسفر وجهه) شاد بود، گل از گل اش شکفته بود. دقایقی بعد کاروان زهیر با کاروان امام یکی شد. کسی به درستی نمی داند امام با زهیر چه گفت اما هر چه بود این سیاره دوباره به مدار خود بر گرد خورشید برگشت. از این جا به بعد بارها نام زهیر را در رخدادهای عاشورا می بینیم و کلام استوارش را می شنویم.

روز عاشورا زهیر فرمانده جناح راست سپاه کوچک امام بود. او و حرّ پشت به پشت هم نبرد می کردند و سپاه دشمن را می شکافتند تا اینکه حر شهید شد. زهیر قبل از آخرین نبرد برگشت به سمت امام، انگار آمده بود وداع کند و شعری خواند:

فدتک نفسی هادیا مهدیا
الیوم القی جدک نبیا.
وحسنا والمرتضی علیا
وذا الجناحین الشهید الحیا.

جانم فدایت باد! تو هدایت شده و هدایت کننده ای

امروز جد تو پیامبر و علی و حسن و آن شهید زنده صاحب دو بال (جعفر بن ابی طالب) را ملاقات خواهم کرد.

جنگید و بر رمین افتاد و بر زانوی امام جان داد