بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

۲- قیس بن مسهر: پیک زیرک و راز دار امام
ساعت ٧:٢۸ ‎ق.ظ روز ۸ آذر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: عاشورا

قیس هم از شهدای پیش از عاشوراست. او هم مثل سعید بن عبدالله حنفی یکی از قاصدانی بود که انبوه نامه های کوفیان را برای امام آورده بود. امام او را به کوفه می فرستد برای رساندن پیام به مسلم و شیعیان کوفه. اما در این فاصله این زیاد وارد کوفه شده بود و سربازانش را بر راههای ورودی و خروجی کوفه مسلط کرده بود تا کسی به یاری امام نرود. قیس هم توسط نیروهای حصین بن نمیر -یکی از فرماندهان ابن زیاد- دستگیر شد.

قیس ابتکار عمل به خرج داد و نامه امام را پاره پاره کرد و بلعید تا دشمن از محتوای آن با خبر نشود. او را پیش ابن زیاد بردند. ابن زیاد به او گفت یا باید اسامی مخاطبان نامه و محتوای آن را لو بدهد یا بالای منبر برود و حسین و علی (علیهماالسلام) را لعن کند. قیس راه دوم را برگزید. مردم در مسجد حمع شدند و او بالای منبر رفت.  بر حسین و پدر و مادر او درود فرستاد و عبیدالله و  پدران او را لعنت کرد و گفت که من فرستاده حسین بهترین بنده خدا هستم او شما را به یاری خوانده. دعوتش را اجابت کنید. وقتی خبر به عبیدالله ابن زیاد رسید دستور داد قیس را از بام دارالاماره کوفه به پایین پرتاب کنند.

 * * *

وقتی خبر شهادت او به امام حسین رسید،  امام گریست و این آیه را تلاوت کرد: " فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا.  برخی از آنها نذر خود را ادا کردند (به شهادت رسیدند) و برخی از آنها در انتظارند و هرگز پیمان خود را تغییر ندادند" (سوره احزاب آیه ۲۳). بعد فرمود: «بارالها! منزل نیکویی برای ما و شیعیان ما آماده فرما و در قرارگاه رحمتت ما و آنان را جمع کن که تو بر همه چیز توانایی!»  (منبع)