بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

عادت
ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز ٢ آذر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: قیصر امین پور

می گفت:

دوستی دارم که مسیحی است. با اینکه انگلیسی زبان است چنان تسلطی بر قرآن دارد که من مسلمان ندارم. از او پرسیدم پس چرا مسلمان نمی شوی؟ گفت به مسلمان های دور و برم نگاه می کنم، می بینم اعمال مذهبی شان را انجام می دهند. نمازشان را می خوانند اما باز همان آدمی هستند که بودند. یکی مثل همه آدمهای دیگر. چرا این دین هیچ تحولی، لااقل تاثیری روی آنها نداشته؟

یادم افتاد به این شعر قیصر

تمام عبادات ما عادت است

به بی عادتی کاش عادت کنیم

پی نوشت:

من اگر بودم شاید آن حدیث معروف را برایش می خواندم که مردم بر سه دسته خدا را عبادت می کنند...