بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

روز آب ... روز باران
ساعت ٥:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱٦ آبان ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: حج ، سفرنامه

 

روز هشتم ماه ذی الحجه را یوم الترویه می نامند یعنی روز سیراب کردن. حکمتش هم این بوده که در این روز آب می بردند به صحرای خشک عرفات برای حاجیانی که قرار است فردا -روز نهم- در آنجا وقوف کنند. در این روز حاجیان محرم می شوند برای حج تمتع. از هر جای مکه می توان محرم شد، از همه جا بهتر هم مسجدالحرام است که این هم ظرافتی دارد برای خودش (1). بهترین وقت احرام هم بعد از خواندن یک نماز واجب است.

روز هشتم، خیلی دلمان می خواست از مسجدالحرام  محرم بشویم اما آقا سعید، مسوول کاروان، اجازه نداد. قرار بود شب عرفه را در منا باشیم (2) و او می ترسید که ما در ترافیک گیر کنیم و همه معطل ما بشوند. ناچار قبول کردیم. ساعت 3 قرار بود راه بیفتیم به سمت منا اما اتوبوس ها تاخیر داشتند. یک دفعه باران بارید. بارانی درشت و یکریز آنقدر که سیل راه افتاد. از پنجره رستوران در طبقه 18 هتل می شد منا را دید و ماشین هایی را که در سیل گیر کرده بودند. خبر آمد که چادر های منا خیس شده و امکان خوابیدن در آنها نیست. قرار شد حجاج در هتل استراحت کنند و شب بعد از نماز مستقیم به عرفات برویم. آقا سعید اجازه داد که به مسجد الحرام برویم. گل از گل ما شکفت!

خانه خدا خلوت تر از همیشه بود آن قدر که می شد پشت مقام ابراهیم نماز خواند و مماس بر حجر اسماعیل طواف کرد و بی دغدغه با خدا دو کلمه حرف زد. حتی با خانه اش عکس یادگاری گرفت. دو سه تا کاروان ایرانی هم دسته جمعی آمده بودند محرم بشوند. آقا سعید می گفت شما چه کار کردید که خدا دعایتان را مستجاب کرد و برنامه همه را عوض کرد.

یادم نیست که چطور رسیدیم به عرفات. به گمانم تمام راه را خواب بودم. نیمه شب رسیدیم. خیلی جاها هنوز نم داشت . بهانه ی شیرینی بود برای بیدار ماندن و خواندن دعایی که بیست سال پیش امام جماعت محل شب احیایی گفته بود که باید این دعا را در شب عرفه خواند: اللهم یا شاهد کل نجوی (3)...

نزدیک سحر که شد از کاروان بیرون آمدم. گشتم در اطراف صحرا. هوا لطیف بود و پر از شمیم سحر. تپه ای پیدا کردم و خلوتی. نماز صبح را همانجا خواندم و دعای عهد را. بعد از صبحانه گفتم سر بزنم به کاروان های ایرانی و برادرم را که از شیراز آمده بود پیدا کنم. کاروان های ایرانی در دورترین نقطه عرفات نسبت به جبل الرحمه بودند. مسافتی طولانی را طی کردم. از بعثه ایران، مناجات امیرالمومنین در مسحد کوفه از بلندگوها پخش می شد: مولای یا مولای ... مداح صدای دل نشینی داشت. کاروان شیرازی ها هم در میان ایرانی ها دورترین بود. آنقدر رفتم تا رسیدم به مرز عرفات! برگشتم و بالاخره کاروان برادرم را پیدا کردم. بنده خدا خوابیده بود. شب قبل اذیت شده بودند. حال و احوالی کردیم. همسفر شوخی داشت اما من حال شوخی نداشتم. کمی که حرف زدیم گفتند باید بروند برای مراسم برائت. من خداحافطی کردم چون برای اذان ظهر می خواستم در کاروان خودمان باشم ما روحانی نداشتیم. نگران بودم که همسفرها نیت وقوف یادشان برود. ...

وقتی رسیدم به کاروان مدتی بود که آقای تهرانی آنجا بود و دیگر آماده رفتن بود. آمده بود برای دیدن من و همسفرانم. او را از سال ها قبل می شناختم، از مراسم ایام فاطمیه در شیراز. سی سفر به زیارت دوست آمده بود. ما در مدینه همدیگر را پیدا کرده بودیم. چند نوبت آمد برای ما حرف زد، حرف های خوب. جای ثابتی در مسجد پیامبر قبل از اذان صبح محل دیدار ما بود. همانجا برایم گفت : الحج عرفه. و اشتیاق عرفات را در من جاری کرد. وقت رفتن دعوت کرد عصر دعای عرفه را در خیمه آنها بخوانیم ...

 نماز را با برادران اهل سنت خواندم. اهل سنت روز عرفه نماز ظهر و عصر را با هم می خوانند (4). بعد از نماز شیخ شان به زبان انگلیسی صحبت کرد. حرف های قشنگی می زد درباره اهمیت روز عرفه و صحرای عرفات، شبیه همان چیزهایی که در کتاب های ما شیعیان هم هست. جالب بود که  جملات زیبایی از امام علی (ع) هم نقل کرد. بعد از نماز رفتم به خیمه آقای تهرانی. دعای قشنگی خواند ...

* * *

امروز عصر رفتم به مسجد. وقتی رسیدم داشتند این فراز دعای عرفه را می خواندند:

اللهم اجعلنی اخشاک کانی اراک  

از آن موقع تا حالا یک خط در میان دلم در صحرای عرفات است. گاهی می روم روی همان تپه که نماز صبح را خواندم، گاهی هم می روم به خیمه آقای تهرانی.

پی نوشت:

(1) -برای ورود به مکه و زیارت خانه خدا حاجیان از 7 نقطه خارج از شهر مکه باید محرم شوند اما برای ورود به عرفات باید از خود مکه و بهتر آن که از خانه خدا محرم شوند . ین نکته ی ظریف اهمیت والای صحرای عرفات را نشان می دهد.

(2)- اهل سنت مقید هستند که شب عرفه را در منا باشند و صبح عرفه وارد عرفات شوند. اتفاقا در منابع شیعی هم همین نکته توصیه شده اما کاروان های ایرانی برای راحتی کار و رعایت حال حجاج شب عرفه مستقیم به عرفات می روند. فاصله مرز منا تا عرفات حدود 6 کیلومتر یا بیشتر است اما پیمودن این مسیر در ایام مخصوص حج ساعت ها زمان می برد.

(3) دعای زیبابی است که برخی از  نعمت هایی را که خداوند به پیامبران برگزیده خود عنایت فرمود نام می برد. خواندن آن در شب عرفه و نیز در شبهای جمعه توصیه شده.

(4) برخی برادران اهل سنت به علت ناآگاهی جمع بین دو نماز را از بدعت های شیعیان می دانند...