بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

سفرنامه آندلس (1)
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱٦ شهریور ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: سفرنامه ، اروپا ، اسپانیا

آنچه امروزه به نام آندلس خوانده می شود ناحیه خودمختاری در جنوب اسپانیاست بر ساحل دریای مدیترانه، که از شمال به کوههای سیرا و از غرب به کشور پرتغال محدود می شود. این منطقه از 8 ایالت تشکیل شده و مرکز آن شهر سویل (سویا) است.

همانطور که در نقشه می بینید یک ویژگی جغرافیایی مهم این منطقه وجود تنگه جبل الطارق است که نزدیکترین جای اروپا به آفریقاست. تنها 14 کیلومتر بین اسپانیا و مراکش امروزی فاصله است. مسلمانان در سال 711 میلادی از جبل الطارق گذشتند و آندلس ابتدای فتوحات آنان در اروپا شد.

در اصطلاح مسلمانان آندلس به همه متصرفات مسلمین در اروپا اطلاق می شود که شامل پرتغال، اسپانیا و جنوب فرانسه می شد.  شهر کردوبا (قرطبه) هم پایتخت اصلی بود. با کاهش قدرت مسلمانان و تشدید اختلافات داخلی و جنگ های خارجی، حوزه نفوذ مسلمین محدود به حکومتی محلی به مرکزیت گرانادا (غرناطه) شد که تا سال 1492 ادامه داشت یعنی همان سالی که کریستف کلمب رهسپار دنیای جدید شد و آمریکا را کشف کرد.

حضور هشتصدساله مسلمانان در آندلس تاثیرات فرهنگی عمیقی بر جای گذاشته. وجود صدها واژه در زیان اسپانیایی با ریشه عربی در کنار آثار معماری و شهرسازی منحصر به فرد، مشتی از این خروار است.

از آن طرف محیط آندلس و نزدیکی به فرهنگ روم و یونان باعث شد که متفکران بزرگی در این ناحیه پرورش پیدا کنند از جمله ابن خلدون و محی الدین عربی و دیگران که تاثیرات آنها بر فرهنگ اسلامی هنور هم ادامه دارد.

در این سفر شهرهای سویل، کردوبا و گرانادا را دیدم و توقف کوتاهی در نرخا داشتم که در قسمت های بعدی شرح خواهم داد.

پی نوشت:

1- یک نکته جالب این است که در زبان اسپانیایی به مسلم می گویند مسلمان  musulmán همانطور که ما ایرانی ها می گوییم.

2- این نکته که فروپاشی قدرت مسلمانان مصادف شد با کشف دنیای جدید به نظرم شایسته تامل بسیار است.