بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

این کاروان سحر
ساعت ٢:۳٩ ‎ق.ظ روز ۳۱ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: هنر ، ایران

 

یک چیزهایی هست که باعث می شود آدم به ایرانی بودن خودش افتخار کند. یکی شعر حافظ است و کلا این کاروان سحر که از رودکی تا بیدل ادامه دارد. این قند پارسی که گاهی یک بیت اش ساعت ها تو را مشغول خودش می کند..

دیگر هنر خوشنویسی است به خصوص خط شکسته نستعلیق که انگار هر چه لطافت و ظرافت در شعر پارسی است با این خط دو برابر می شود. شاید آزادی بیشتری که خطاط در این سبک دارد باعث این همه زیبایی باشد. نوعی بداهه یا بارقه ای از الهام، در این خط دیده می شود.  انگار در انحنای حروف موج موج احساس ریخته اند.

یکی هم همین که الان استاد دارد یک نمونه اش را می خواند

دل بردی از من به یغما

ای ترک غارت گر من ...