بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

سماجت
ساعت ٥:٢۸ ‎ق.ظ روز ٧ تیر ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: انسان

پس از صبر که به فرموده ملای روم کلید گشایش است سماجت دومین شرط موفقیت محسوب می‌شود. دقت کنید که من بجای پشتکار و واژه‌های مشابه از لفظ سماجت استفاده می‌کنم . آدم سمج تا به مقصود خود نرسد دست از تلاش برنمی‌دارد. یکبار ۰۰۰ دوبار ... و اگر لازم باشد صدبار راه رفته را تکرار می‌کند.

بگذارید این روزها که تب فوتبال داغ است خاطره‌ای از دیدیو بکهام برایتان نقل کنم. می‌دانید که سانترهای میلی متری بکهام بسیار معروف است. او تعریف می‌کرد که من پس از اتمام تمرینات تیم منچستر هر روز یکساعت تمرین اختصاصی برای سانتر کردن انجام می‌دادم. یک تایر را از دیرک افقی دروازه آویزان می‌کردم و سعی می‌کردم توپ را طوری سانتر کنم که از داخل آن بگذرد.این کار را سالها تکرار می‌کردم.آدم می‌تواند از هرکسی یک چیزی یاد بگیرد حتی از دیوید بکهام.

 صبر بدون سماجت بیشتر ناشی از یاس و ناتوانی است اما همراه با سماجت حاکی از امید و توانایی است. در ادبیات عرفانی ما از این موضوع با لفظ جهد یاد شده است مثلا حافظ می‌فرماید:

 قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست

قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند

مصراع دوم این بیت هم خود دنیای دیگری است. اما از خودم بگویم که این روزها بسیار گرفتارم. انگار استراحت به ما نیامده. تعمیرات داخلی خانه  و سروکله زدن با بنا و نقاش و لوله کش و نجار و... انرژی زیادی از آدم می‌گیرد. نقاشی که آورده بودیم از لرهای اطراف ایذه بود که هیچ منطقی حالیش نمی‌شد. البته این موضوع ربطی به نژاد و  محل سکونتش ندارد! می‌شود یک داستان طنز از رفتار و گفتارش نوشت...

امشب می‌روم تهران... خدایا خودت رحم کن!