بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

تفاوت ره
ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱٢ اسفند ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: آمریکا و کانادا

تا الان که ساعت ١٠ شب است هنوز در محل کارم هستم، در حال تحویل گرفتن سیستمی که برای اندازه گیری آنتن در فرکانس خیلی بالا طراحی کرده ام. بچه های شرکت طرف قرار داد مشغول نصب سیستم برای نمایش نهایی (دمو) هستند. خودم هم هیجان دارم. ما نیاز به اندازه‌گیری دقیق آنتن داشتیم. با چند آزمایشگاه در آمریکا، کانادا و بلژیک تماس گرفتم اما هیچ کدام شرایط ما را برآورده نکردند. نا امیدانه پیش رییس رفتم. گفت: چرا خودمان سیستم را نسازیم؟ چقدر هزینه‌اش می شود؟ از روحیه‌اش و اعتمادی که کرد خوشم آمد. یک فرق مهم غربی ها با بعضی از ما شرقی ها این است که خیلی دیر تسلیم می شوند و شاید یک دلیل این همه پیشرفت‌شان همین باشد.

کاش یک دوربین داشتم و از مراحل تخلیه سیستم تا نصب آن فیلم می گرفتم. سیستم حدود ٢٠٠ کیلوگرم وزن دارد با ابعاد تقریبی  ١/٢ در ١/٧ در ١/٨ متر . کارگاه سازنده ١٢۵ کیلومتر تا ما فاصله دارد. اگر در ایران بود احتمالا ۴ تا کارگر دور و بر سیستم را می گرفتند و آن را پشت یک نیسان باری می انداختند. راننده آن را تا اینجا می آورد بعد دو سه تا کارگر می گرفتیم برای تخلیه و ... اما کارگاه سازنده با یک شرکت متخصص حمل و نقل تماس گرفته بود. چهار تا چرخ زیر سیستم نصب کرده بودند تا امکان تحرک داشته باشد. کامیون آنها مجهز به نوعی بالابر بود با تسمه های مخصوصی سیستم را بسته بودند تا لق نخورد و در عین حال با شل کردن تسمه سیستم به سمت خروجی کامیون منتقل شود. غیر از راننده که اسمش حسن بود و فکر کنم ترک بود و کارگری که همراهش بود سوپروایزر (مدیر) آنها که بیش از ۶٠ سال سن داشت با ماشین خودش همراه کامیون راه افتاده بود و در تمام مراحل جابجایی و تخلیه سیستم تا پای آسانسور نظارت می کرد و اجازه نمی داد تشتت آرا پیش بیاید. تا یک طرف اندکی کج می شد فورا به سمت مقابل دستور لازم را می داد. غیر از آن ٣ نفر من و ٣ نفر دیگر از کارگاه سازنده جمعا ٧ نفر کمک می کردیم و ...

به هر کاری باید نگاه تخصصی داشت حتی تخلیه بار!