بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

سگی بگذار ما هم مردمانیم
ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۳ اسفند ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

صفحه اینترنت را باز می کنم. قذافی مشغول سخنرانی است. به معترضین اخطار کرد که در صورت نیاز، از زور استفاده خواهد کرد. گفت که عده ای از مردم بیمار که مواد مخدر و اسلحه در اختیار جوان ها قرار می‌دهند می‌خواهند که وقایع تونس و مصر رابرای ساقط کردن او از حکومت تکرارکنند .

رسانه ها می گویند این چند روزه ٨٠٠ نفر از مردم لیبی به دست نیروهای طرفدار قذافی کشته شده اند. نمی توانم بفهمم چطور یک نفر که خودش را رهبر مردم می داند به این سادگی مردمش را می کشد؟

صفحه ی دیگری باز می کنم. نقشه آفریقا را نگاه می کنم. لیبی: کشوری پهناور بین مصر و تونس. شهرهای این کشور در حاشیه دریای مدیترانه قرار دارند. معلوم است که بیشتر مساحت این کشور بیابان بی آب و علف است. از آنجا پایین می روم تا کنگو. کشوری پهناور در مرکز آفریقا. معلوم است که آب و آبادی دارد چون شهرها به صورت یکنواخت پراکنده شده اند.

یادم می افتد که دیروز از رادیو مصاحبه ای پخش می شد با یک کودک ١٢ساله کنگویی. پسرک در ۵ سالگی پدر و مادرش را از دست داده و حالا ٧ سال است که گوشه خیابان یا پشت کامیونهایی که پارک کرده اند می خوابد. می گفت بارها از راننده ها کتک خورده و حتی او را مجبور به کارهای بد کرده اند. می گفت گدایی می کند و شیشه ماشین ها را پاک می کند. درآمدش در حد یک دلار در روز یا کمتر است که فقط برای سیر کردن شکمش کافی است. اما گاهی پلیس کودکان خیابانی را می گیرد. آنها را به شدت کتک می زند پولهایشان را می گیرد و گاهی آنها را به کار بد وادار می کند.

صفحه ی دیگری باز می کنم. یکی از وب سایت های اصول گرا مطلبی نوشته با نام نبرد روز ولنتاین . یک برادر بسیجی نحوه کتک زدن معترضین تهرانی یا به قول خودش منافقین و لجن های سبز در روز ٢۵ بهمن را با آب و تاب تعریف کرده. نوشته :

"اکبر صباغیان فرمان‌ده یکان حاشیه‌ی میدان است ... خوش‌حال است که سبزها آمده‌اند و او بعد از ظهر سر کار نمانده است؛ جمع کردن سبزها برای اکبر بیش‌تر یک تفریح است".

 در ادامه توضیح داده که باتوم نداشته و با زنجیری که موتورش را قفل می کند مردم را کتک می زده. نمی دانم تا حالا خودش را با این زنجیرها زده اند یا نه؟

"جای مدارا نیست؛ زنجیرم را دوتا می‌کنم؛ موتورها را راه می‌اندازیم؛ تکبیر می‌دهیم، حیدر می‌کشیم، و تا ته کوچه همه را می‌زنیم."

پایین این نوشته یکی از خوانندگان همفکر نویسنده پیامی گذاشته:

"اینقدر قشنگ توصیف کرده که آدم دلش می خواست آنجا می بود و به اون جونورای سبز رنگ یک درس حسابی میداد . خدا قوت به همه بسیجی های زیرک و با بصیرت که خوب فهمیدند خط مقدم جبهه الان کجاست . و امام حسین کدام طرف است و یزید کیست و کربلا کجا است . خداوند توفیق درگیری با مزدوران اجانب امریکا و اسرائیل را به ما هم روزی نماید . الهی آمین ."

از میان خوانندگان سایت، 36 نفر به نظر بالا رای مثبت و 377 نفر رای منفی داده اند.

سرم درد می گیرد تمام صفحه ها را می بندم.

ساعت هایی که از اخبار و اینترنت دورم و سرگرم کارم، ساعتهای بهتری هستند.