بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

باغ و برگي بفرست
ساعت ۳:٢٠ ‎ق.ظ روز ٢ بهمن ۱۳۸۱  کلمات کلیدی:
باغ و برگي بفرست
دستهايت اگر از جنس بهارند هنوز
تكه اي ماه بياويز به اين ظلمت محض
روزهايم شب تارند هنوز


كام خشكيده ما را بنواز
تو كه با چشمه و با رود تناسب داري
عطشي دارم از آن گونه كه صحرا و كوير

يكي از آن كلمات تو برايم كافيست
كلماتي كه بسازند كبوتر از خاك
و در آن روح بريزند
و كبوتر برود تا خورشيد
برود تا افلاك

چند ماهي است كه بي تابم و بي بارانم
رعد و برقي بفرست
رعد هم رشتة تسبيح تو را مي‌خواند …

كرج- آبگير بيلقان
شهريور ۸۰