بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

درباره مصر و تونس و ...
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ٢۳ بهمن ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: سیاست

 با اینکه خوشبختانه در خانه تلویزیون نداریم، از طریق اینترنت اخبار این چند روزه را دنبال می کردم. آهنگ رخداد ها به قدری سریع است که نتیجه گیری و پیش بینی آینده را دشوار می کند.

بازار داغ گمانه زنی ها و تنوع تحلیل های ارائه شده، نشان می دهد که اتفاقاتی پیش بینی نشده‌ و غافل گیر کننده رخ داده و حالا هر کس از زاویه دید و منافع خودش به تحلیل قضایا مشغول است. به فهرستی از تحلیل های ارائه شده در این ایام دقت کنید:

موج دموکراسی خواهی

مشکلات اقتصادی و بیکاری

افزایش سطح آگاهی

اسلام گرایی

تئوری توطئه

نشانه های ظهور امام زمان (عج)

شنیدن پیام انقلاب اسلامی ایران 

بازتاب اعتراضات ایرانیان در خرداد ٨٨

و ...

قدر مسلم مردم مصر الان خوشحال اند و من هم از این بابت شادم. مبارک به مردم مصر و مسلمانان جهان کم خیانت نکرد. اما یک نکته مهم: مبارک ٨٢ ساله بود و دیر یا زود خانه را خالی می کرد. اما انگار مصریها برای دوران بعد از مبارک برنامه‌ای نداشتند. می بینیم که جنبش مصریها رهبر ندارد و جنبش بی رهبر به سادگی تصاحب می شود. آیا برگزاری انتخابات آزاد در جامعه ای که به دیکتاتوری خو گرفته میسر است؟ آیا مصریها در جو هیجان زده امروز می توانند بر اساس عقلانیت تصمیم گیری کنند؟ فردا چه خواهد شد؟ آیا مثل عراق نا امنی و اختلافات سیاسی بر مصر حاکم خواهد شد؟ شاید قرار است همه دیکتاتورها و شاه های منطقه که الان بالای ٧۵ سال سن دارند، از مغرب و الجزایر گرفته تا عربستان و یمن، با یک اعتراض مردمی دو هفته‌ای سقوط کنند؟!

این سوال ها باعث می شود که من به جای ذوق زدگی با تامل به مسایل اخیر نگاه کنم.

مردم هر کشوری باید خودشان برای کشورشان تصمیم بگیرند. ما هم باید یادمان باشد دیکتاتورها همه رفتنی هستند.