بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

پنجره
ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ٢٢ دی ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: زندگی در غرب

سالهای بی پنجرگی گذشت. اتاق کار جدیدم یک پنجره بزرگ دارد. حالا تماشای رقص دانه های برف با باد بهتر یادم می آورد که کجای دنیا هستم...

 

من پرده ها را می کشم بالا

تا آسمان گاهی بخنداند دلم را