بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

آسمان بــــاز
ساعت ٥:٤٦ ‎ق.ظ روز ٢۳ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: شعر خودم ، عاشقانه

طبیبی پری چهره در مرو بود (سعدی)

 راز شیرینی است در چشمان من، چشمان تو

اینکه: پیوندی است بین جـــان من با جـــان تو

اینکه با لبخندت از پایین به بالا می رود

قایقی بی بـادبـان در موج بی پایان تو

روح من ای کاش با روح تو هم بازی شود

یا تو مهمانم شوی یا من شوم مهمان تو

 

من دلم می گیرد اینجا من مریضم روز و شب

ای مسیح ماهـرو کی می رسد درمان تو؟

بال هایم خسته اند از سقف ها دیوار ها

آسمانی بــــــاز دارد شهر بی زندان تو ...

 

تورنتو- ۲۱ شهریور