بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

نالم و ترسم که او باور کند
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱٥ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: رمضان ، مولانا ، اسلام
 دیشب گفت که همه ایمان صبر است.  صبر در برابر نعمت، صبر در برابر مصیبت،  صبر در برابر  شهوت،  صبر در برابر علم ...

قدر دیشب را وقتی این بیت ها را می خواند بهتر فهمیدم:

ای بدی که تو کنی در خشم و جنگ
با طرب‌تر از سماع و بانگ چنگ!

ای جفای تو ز دولت خوب‌تر !
و انتقام تو ز جان محبوب‌تر !

نار تو این است، نورت چون بود؟
ماتم این، تا خود که سورت چون بود؟

از حلاوت‌ها که دارد جور تو،
وز لطافت، کس نیابد غور تو

نالم و ترسم که او باور کند
وز کرم این جور را کمتر کند

عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد
بولعجب من عاشق این هر دو ضد