بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

ناز نازان می آیم
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز ۳ شهریور ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: رمضان

 

فصِرْتُ اَدْعُوکَ آمِناً وَ اَسْئَلُکَ مُستَأنِساً لا خآئِفاً وَ لا وَجِلاً مُدِلاًّ عَلَیْکَ فیما قَصَدْتُ فیهِ اِلَیْکَ

با اطمینان به سوی تو آمدم و تو را می خوانم، انس گرفته ام با تو، نه ترسانم نه لرزان! ناز نازان می آیم به درگاه تو ...

با همین یک جمله ی دعای افتتاح تا صبح می توان کیف کرد.

 

پی نوشت:

نیمی از میهمانی تمام شد...