بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

چون بگذریم دیگر ...
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ٩ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: ابتهاج ، قیصر امین پور

فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل

چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن

به قول ابتهاج: می گویمت ولی تو کجا گوش می کنی؟! فقط به فکر این هستی که فردایت بگذرد و به این امید هستی که بعدا فرصت می شود. خیال می کنی این زندگی دایره وار فرصتی به ما خواهد داد؟ فکر می کنی این اتوبوس بی ترمز به خاطر من و تو خواهد ایستاد؟

به قول قیصر که این روزها زیاد به یادش می افتم:

کاش این زمانه زیر و رو شود
روی خوش به ما نشان نمی دهد

یک وجب زمین برای باغچه
یک دریچه آسمان نمی دهد

وسعتی به قدر جای ما دو تن
گر زمین دهد ، زمان نمی دهد

فرصتی برای دوست داشتن
نوبتی به عاشقان نمی دهد ...

همین و مابقی ناگفتنی است!