بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

شعر عارفانه (2)
ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز ٢٢ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: ابوالسعید ابوالخیر ، عرفان

رباعیاتی منسوب به ابوالسعید ابوالخیر

(١)

پرسیدم از او واسطه ی هجران را

گفتـــا: سببـی هست بگویـم آن را

من چشم توام اگر نبینی چه عجب

من جـــان توام کسی نبیند جـان را

(٢)

دل کیست که گویم از برای غم توست

یا آنکه حریم تن سرای غم توست

لطفی است که می کند غمت با دل من

ور نه دل تنگ من چه جای غم توست؟

(٣)

راه تـو به هــر روش که پوینـد خوش است

وصل تو به هر جهت که جویند خوش است

روی تو به هـر دیــده که بیننـد نکوست

نام تو به هر زبان که گویند خوش است

(۴)

آن دل که تو دیده ای زغم، خون شد و رفت

وز دیــده ی خـون گرفتـه بـیرون شد و رفت

روزی به هوای عشق سیری می کرد

لیلـی صفتی بدید و مجنـون شد و رفت


شعر عارفانه (١)