بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

نرگس گل زمستونه، شقایق گل بهار
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱٧ اسفند ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: قیصر امین پور ، حافظ ، ایران

یک چیزی به من میگه بنویس. خارجی ها بهش می گن نوستالژیا. یک درد فانتوم درد عضو بریده شده... دردی که از ١۵اسفند شروع می شه و تا اردیبهشت ادامه پیدا می کنه...

چند شب پیش یکی از دوستان خانه ی ما بود. خواست که برایش فال حافظ بگیرم. این شعر آمد:

ارغوان جام عقیقی به سمــن خواهد داد

چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

پرسید: یعنی چی؟ گفتم یعنی بهار میاد... نرگس گل زمستونه، شقایق گل بهار. زمستونا، شیراز پر از گل نرگس میشه تا بهار که تمام دشت ها پر از شقایق میشه... گفتم نرگس و یاد زمستان ٨۵ افتادم و لحظه ای که مادر را با یک دسته گل نرگس در فرودگاه شیراز دیدم.

امان از غریبی! آدم اینجا تنهاست... و در این تنهایی سایه ی نارونی هم نیست ...

بفرماییــد فــروردیــن شود اسفنــدهای ما

نه بر لب، بلکه در دل گل کند لبخندهای ما...