بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

شتر جوی
ساعت ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ روز ٢۳ آذر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

دیدم چند روزه داری دنبال شتر می گردی گفتم این شعر را دوباره برایت بنویسم:

عقل تا یابد شتر از بهر حج

رفته باشد عشق بر کوه صفا

***

شنبه ظهر به شکرانه سفر، با چند تا از رفقا دور هم جمع شده بودیم صحبت از همه چیز شد غیر از سفر و روح سفر و چرایی این سفر. شب، یکی از دوستان که به برنامه ی ظهر نرسیده بود  به منزل ما آمد که قضایش را به جا بیاورد. خوش گذشت. فرصتی شد که سوالهایم را برایش بگویم سوالهایی که در این سفر برایم پیش آمده بود وحتی همسفری که 30 سفر رفته بود جوابشان را به من نگفته بود.

برایش از ابهام مشعر گفتم و از ناشناختگی این اقامت چند ساعته (که برای من با تب و لرز توام بود).