بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

سفرنامه ایتالیا (1) - وارنا: بازار عاشقان
ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز ٢۳ مهر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: سفرنامه ، ایتالیا ، اروپا

 

سفر من به ایتالیا ٩ روز طول کشید و در این مدت به ترتیب شهرهای کومو، میلان، فلورانس، پیزا و رم را دیدم. پرواز رفت از طریق زوریخ به میلان با هواپیمایی سویس بود و پرواز بازگشت مستقیما از رم به تورنتو که حدود ٩ ساعت طول کشید. در بدو ورود به فرودگاه رم با ترن های سریع السیر به ایستگاه سورنو رفتم و از آنجا سوار قطارهای کومو شدم که چیزی شبیه ماشین مشتی ممدلی بود.

 

کومو Como مرکز شهرستانی به همین نام در شمال ایتالیا و در مرز سویس و اتریش است. در کنار این شهر دریاچه ای به شکل حرف وای Y اما معکوس قرار دارد که نام این شهر را بر خود دارد .و به Lago Como ایتالیایی  نامیده می شود. در کنار این دریاچه روستاهای بسیار زیبایی به وجود آمده اند و شمال این دریاچه به طبیعت کوهستانی آلپ متصل می شود. در شهر کومو شخصیت معروفی مثل ولتا ظهور کرده که پیل (باتری) را اختراع کرد و بالاخره به گردن ما برقی ها حقی دارد!

 

قایق سواری روی دریاچه و توقفی کوتاه در چندتا از روستاهای اطراف شاید بهترین تفریح کومو باشد که یک روز کامل زمان نیاز دارد. در میان روستاهای اطراف دریاچه که در شکل زیر دیده می شوند مناژیو، بلاژیو و وارنا از بقیه دیدنی تر هستند.

 

 

من اما وارنا Varenna را بسیار دوست داشتم. وارنا کوچه های تنگ شیب دار با پله های فراوان دارد. شهر حال و هوایی شاعرانه و عاشقانه دارد و بعید نیست که در پیچ و خم کوچه ای یا بر سکوی خانه ای دو دلداه را ببینی که با هم نرد عشق می بازند. و البته اینجا دهان کسی را نمی بویند(2) ... کوچه های تنگ وارنا مرا به یاد کوچه های قهر و آشتی در شیراز خودمان می انداخت. می گویند این کوچه ها اینقدر تنگ هستند که اگر دو نفر که با هم قهرند از دو سوی مخالف بیایند ناچار به هم می خورند و آشتی می کنند! شاید به همین دلیل بود که وارنا و در انتهای سفر رم مرا به یاد موطن خودم می انداخت و با این دوشهر بسیار احساس آشنایی و صمیمیت می کردم.

 

 

 

یکی از تپه های وارنا را که بالا رفتیم بعد از حدود 30 دقیقه به کلیسایی کوچک که روبروی آن قبرستان باصفایی بود رسیدیم. من همانجا با آبی که بود وضو ساختم.

کمی بالاتر قلعه ای قدیمی بود که درش بسته بود (قلعه وی زیو) .  به توصیه چند نفر از توریستها از دیوار بالا رفتیم. داخل قلعه چشم انداز زیبایی از دریاچه و دو روستای مناژیو و بلاژیو دیده می شد وقت پایین آمدن از دیوار گیر افتادیم و دختر بداخلاقی که آنجا بود 8 یورو ورودیه (بلکه خروجیه!) از ما گرفت من که بازدیدم را کرده بود برای اینکه پولم به هدر نرود به دستشوییرفتم. اما چیزی دیدم که واقعا به 8 یورو می ارزید:

دستشویی ایرانی  در کنار قلعه ای متروک بر فراز تپه ای در روستایی در شمال ایتالیا...

 

ادامه دارد

 

پینوشت:

 1-بنا به تاریخ بیهقی بازار عاشقان نام محله ای بوده در غزنین.

2- نویسنده احتمالا دارد به یکی از شعرهای شاملو اشاره می کند که به ما هیچ ربطی ندارد.