بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

به استقبال میلاد مولا (ع)
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳ تیر ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: امام علی ، نهج البلاغه ، سیاست

برای کسی که نهج البلاغه را ورق زده باشد و با دنیای پر عظمت علی(ع) آشنا شده باشد زندگی در این کره خاکی سخت و دشوار می شود، زیرا همیشه یک معیار، یک میزان دارد که همه را با او می سنجد.

کافی است فقط یک بار نامه امام به مالک اشتر (نامه 53) را خوانده باشید یا وصیت ایشان به امام مجتبی  (نامه 31) را تا ببینید که ما چقدر از آن افق نورانی دوریم  و دریغا که هر روز دورتر و دورتر می شویم.

«... و باید که دورترین افراد رعیت از تو و دشمن ترین آنان در نزد تو ، کسى باشد که بیش از دیگران عیبجوى مردم است .

.... من از رسول الله(صلی الله علیه و آله) بارها شنیدم که می‌گفت:پاک و آراسته نیست امتی که در آن امت، زیردست نتواند بدون ‌لکنت زبان حق خود را از قوی دست‌بستاند.

... بپرهیز از خونها و خونریزیهای بناحق.زیرا هیچ چیز، بیش از خونریزی بناحق، موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داوری در میان مردم‌پردازد، نخستین داوری او درباره خونهایی است که مردم از یکدیگر ریخته‌اند.پس‌مباد که حکومت‌خود را با ریختن خون حرام تقویت کنی، زیرا ریختن چنان خونی‌نه تنها حکومت را ناتوان و سست‌سازد، بلکه آن را از میان برمی‌دارد یا به دیگران‌می‌سپارد...»