بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

مرثیه ای برای دانشگاه
ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ٢٥ خرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: ایران ، سیاست

این شیفتگان قدرت هر روز دسته گل تازه ای به آب می دهند. دیروز لباس شخص ها و نیروهای ضد شورش به کوی دانشگاه تهران ، دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه شیراز، و چند دانشگاه دیگر حمله کردند.

عکس و فیلمهای متعددی از حمله به دانشگاهها و تیراندازی عوامل حکومت در محیط مجازی منتشر شده که جگر انسان را خراش می دهد

دلم برای کسانی که تنها منبع اطلاعاتشان صدا و سیمای حکومتی است و این تصویرها را نمی بینند و ادعا می کنند که اوضاع سیاه نیست می سوزد.

تا کی می توانید سرتان را در برف فرو کنید؟ جواب وجدانتان را چه می دهید؟ کدام دین، کدام مکتب، کدام ایدئولوژی به شما اجازه ی سکوت می دهد؟

مراجع معظم که به خاطر  ورود زنان به ورزشگاه فریاد واسلاما سر دادند کجا هستند؟ چرا صدای هیچکدامشان در نمی آید؟ استقلال حوزه را هم نابود کردند...

با دلی غمگین و جانی سوخته فاجعه هتک حرمت علم و دانشگاه را تسلیت می گویم.