بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

باز شناسی اسلام
ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱٠ خرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: اسلام

ابن ابی العوجا زندیق بود یعنی خدا را قبول نداشت و آیات قرآن را مسخره می کرد. رفتارهای اجتماعی او هم بهنجار نبود. او در موسم حج به مکه رفت و سوالهایی از امام صادق پرسید. هدف او از طرح این سوالات جستجوی حقیقت نبود بلکه به قول امروزی ها بیشتر می خواست حال امام صادق را بگیرد و ایشان را ناتوان جلوه بدهد.

امام با حوصله و خوش رویی به سوالات کفرآمیز او پاسخ می دادند و حتی او را تشویق به پرسیدن می کردند...

روزی ابن ابی العوجا در مدینه بین محراب و منبر پیامبر در مسجدالنبی نشسته بود و با دوستانش بحث می­کرد به انکار خداوند پرداخت. در این هنگام مطالب او به گوش مفضل بن عمرو -از یاران امام صادق- رسید و وی نتوانست تحمل کند و با عصبانیت به او خطاب کرد که ملحد شده ­ای! در پاسخ او ابن ابی العوجا از شیوه برخورد امام صادق(ع) با خودش یاد می­کند که چگونه این سخنان را با متانت شنیده و دشنام نداده  و بعد با استدلال مختصر و محکم، کلام او را پاسخ می­ دهد.

شیوه برخورد امام با منکران و معاندان این گونه بوده: با متانت، احترام آمیز و به دور از دشنام و تحقیر.