بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

توهّم دین داری
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز ٧ خرداد ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: قرآن ، اسلام

هم قفس من در خوابگاه زنجان شریف جناب میرزا رضا این آیه را زیاد می خواند:

«آیا به شما خبر دهم که زیانکارترین (مردم) در کارها، چه کسانی هستند؟ آنها که تلاشهایشان در زندگی دنیا گم (و نابود) شده؛ با این حال، می پندارند کار نیک انجام می دهند!» ﴿١٠٣ کهف﴾

این دو  آیه پشت آدم را، که چارستون تن آدم را، می لرزاند. به عقل ناقص من معنایش این است که بدبخت ترین آدمها خیال می کنند خیلی کارشان درست است اما هر چه کشته اند بر باد داده اند.

عالمان اخلاق می گویند هرچیزی آفتی دارد و آفت دین داری عُجب است. عجب یعنی اینکه باورت شود تو هم کسی هستی! کم کم کار به جایی می رسد که آدم خودش را حق مطلق می بیند،بهشتی می بیند رجایی می بیند و از آن بالاتر حسین می بیند  و هرکس با او مخالف بود شمر است، یزید است، عمر بن سعد است... آه !!

کاش دستی آب به صورت ما بپاشد و از این خواب گران بیدارمان کند. دین و دینداری را یادمان بدهد. به ما بگوید که امام صادق که بود و برخوردش با ابن ابی العوجا و سفیان ثوری چگونه بود. کاش کسی به ما یاد بدهد که گناهی بزرگتر از دروغ نیست. امروزه غیرت دینداری ما با چهار تار موی دختری به لرزه در می آید و ارشاد واجب می شود اما بزرگترین دروغ ها خم به ابروی کسی نمی آورد. عادتمان داده اند به دروغ... کوچکمان کرده اند... خیلی کوچک...

می صوفی افکن کجا می فروشند؟

که در تابم از دست زهد ریایی