بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

این چهار سال عجیب
ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ٢۸ اردیبهشت ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: ایران

چهار سال قبل روز چهارم تیر در این صفحات شعری از حافظ نوشتم که شاید برخی از دوستان را رنجانید:

در میخانه ببستند خدایا مپسند

که در خانه ی تزویر و ریا بگشایند

حالا که به چهار سال گذشته نگاه می کنم می بینم آن پیش بینی چندان نادرست نبوده. این چار سال جزء ناپایدارترین و پر سر و صداترین دوران تاریخ معاصر ایران بوده. از دستیابی به قله ی پیشرفت های علمی و هسته ای تا ماجرای کردان و محصولی همه از معجزات دولت احمدی هستند. آقای رییس، این هنر را داشت که اکثر نخبگان و روشنفکران را مخالف خود کند. بگذریم از اینکه برخی از روشنفکران ما هم اینقدر متکثر و خودبین هستند که هر کدامشان دنبال یک نفر راه افتاده اند و در این وانفسا که باید همه با هم متحد شوند مشغول جنگ زرگری و متلک پرانی شده اند. 

چشمم آب نمی خورد و بوی خیر نمی شنوم از این اوضاع. گمانم این است که سایه ی دولت احمدی بر سر ملت گسترده خواهد ماند مگر اینکه دم مسیحایی سبزپوشی سی و چند میلیون آدم را پای صندوق ها بیاورد. آیا می تواند؟