بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

بیستون یا چهلستون مساله این است!
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱٠ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: ایران

امشب بعد از مدتها وبگردی کردم و به چندتا وبلاگ سرزدم. الان هم که در خدمت شما هستم بر عمر از دست رفته افسوس می خورم!

وبلاگ چندتا از خانومهای ایرانی را می خواندم که با حجاب مشکل دارند ... نوع نگاهشان به آدمهای با حجاب و نفرت و تحقیری که در کلامشان و پیامهای خوانندگانشان موج می زد مرا به یاد این مثل معروف انداخت که ما ایرانی ها یا بیستون می سازیم یا چهلستون. یعنی تعادل و میانه روی در میان ما جایی ندارد.

من امید چندانی ندارم که تا چهل سال دیگر هم تحولی در این مملکت رخ بدهد. چراکه تحول وقتی رخ می دهد که آدمها متحول بشوند و آدمها وقتی متحول می شوند که به ضعف ها و ایرادهای خود پی ببرند و نیاز به تحول را حس کنند. با این چشمهای بسته و گوشهای ناشنوا، با این همه هیحان و احساسات بی منطق، با جیب خالی و تاج پوشالی تمدنی تاریخی... با این همه تنبلی و هیچمدانی و ادعای همه دانی ... به کجا خواهیم رسید؟

 یا محوّل القلوب و الاحوال

حوّل حالنا الی احسن الحال