بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

دیدار یار غایب
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ٥ دی ۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

امروز به دیدار یکی از دوستان و استادان قدیمی رفتم. از عالم و آدم کناره گرفته بود. اتاق کوچکی در یک دبستان برای خودش ساخته بود و تنها زندگی می کرد. کارش این بود که  گاه گاه به بچه ها قرآن بیاموزد. می گفت آدمهای امروزی یادشان رفته که به خلوت احتیاج دارند. یک ساعتی برای هم شعر خواندیم... خیلی خوش گذشت.

دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟

ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد

نرگس شیراز