بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

می چرخم و می‌خندم ...
ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳ آذر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: شعر خودم

می‌چرخم و می‌خندم بر چرخه‌ی مینایی

می‌نوشم و می‌سوزم این دفتر دانایی

کار من و دل عمریست بی‌تابی و بی‌خوابی است

یک روز ز شیدایی یک روز ز رسوایی!