بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

سال کهنه - سال نو
ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱ فروردین ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: شعر خودم

 

سال کهنه ؛

سال ضربه های گاو خشمگین

سال بی وفایی زمین

سال عاشقان ساده و غریب

سال ساکنان پرفریب

سال جنگ مرد و سرنوشت

سال اتفاق های زشت

 

سال قحطی کسی برای خواندن دو بیت شعر

سال جستجوی شهر با چراغ

سال تلخ داغ

سال سنگهای هر طرف

سال بی هدف

 

سال کهنه! 

                     تیزتر بران! برو!

پرنشاط تر بیا

                        بهار نو!

اول فروردین۸۳

 

درشیراز باشی؛ فروردین رسیده باشد؛ باران هم ببارد؛ آنوقت مگر می‌شود شعر نگفت؟ روز اول سال چند نامه خوب داشتم. احساس خوشبختی می‌کنم.