بهشت دل

من می نویسم به امید اینکه روزی عابر ناشناسی از این کوچه بگذرد و احساس کند پاسخ سوالش را یافته یا لااقل در این کره ی خاکی یکی هست که مثل او فکر می کند

تو را نادیدن ما غم نباشد...
ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز ٧ تیر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: عرفان

آلبوم بوی بهشت حسام الدین سراج را بارها و بارها گوش داده و لذت برده ام.

 در میان استادان موسیقی سنتی عده ی اندکی پیدا می شوند که بی ادعا باشند. با اینکه همیشه از صدا و سازشان لذت برده ام اما متاسفانه بیشتر آقایان آنچنان در برج عاج نشسته اند که نه از نیازهای جامعه ی امروز  باخبرند و نه انتقادی می پذیرند. جالب اینجاست که این حضرات حتی با یکدیگر هم نمی سازند و بعد از دو سه اجرای مشترک دشمن هم می شوند.یکی از بزرگترین هایشان می گوید چون در شهرستانها سالن استاندارد نداریم من آنجا برنامه اجرا نمی کنم.  لابد هنرمند بی نظیری مانند عارف قزوینی هم فقط در سالن اپرای سیدنی برنامه اجرا می کرده و ما خبر نداریم!

با این وجود کسانی مانند حسین علیزاده و جناب سراج هستند که این همه آداب و ترتیب ندارند. مرام خاکی حسین علیزاده را به چشم دیده ام  و صفای سراج را از دوستان موثق شنیده ام.

دوستانی که تمرین خوشنویسی کرده اند می دانند که یکی از اولین سرمشق هایی که استاد می نویسند این است:

داند آن کس که آشنای دل است

که صفای خط از صفای دل است

بوی بهشت   سراج

شنیدن آلبوم بوی بهشت را به همه ی دوستان توصیه می کنم:

تو را نادیدن ما غم نباشد

که در خیلت  به از ما کم نباشد

من از دست تو در عالم نهم روی

 ولیکن چون تو در عالم نباشد...